شعر

خائن به وطن

ناظم حکمت

اگر وطن، از گرسنگی تلف شدن در طول جاده هاست، اگر وطن،مثل سگ از سرما لرزیدن و ازتب به خود پیچیدن است، اگر وطن، نوشیدن خون سرخ ما در کارخانه های شماست ، اگر وطن پنجه های اربابهایتان است، اگر وطن، حکومت نظامی است، اگر وطن، باتوم پلیس است، اگر وطن، رها نشدن از عفونت و گندیدگی شماست، من خائن …

ادامه

دختران جنگ!

برای شهری که جهان شد. *** دختران جنگ! قلب، در آغوش کدامیتان، بیقرار بامداد است؟ لبخند، بر لبهای کدام یک، خورشید را به تب وا میدارد؟ گام، کدامین سرزمین را به پیش‌دارد؟ نگرانم! نکند کوه خوابش ببرد. زمین در زیر پایتان بلغزد. نگاه، بر مگسک تفنگهاتان، چمباتمه بزند. شهر خلوت نیست، قلبها فروزانند! جاده تنها نیست، گامها بیکرانند. شهر را …

ادامه

قطعنامه و شعرهای دیگر

قطعنامه و شعرهای دیگر

٭٭٭٭ “قطعنامه” برتولت برشت نظر به اینکه ما ضعیفیم برای بندگی ما قانون ساختید نظر به اینکه دیگر نمی‌خواهیم بنده باشیم قانون شما در آینده باطل است تهدید می‌کنید ما را تصمیم ما بر اینست کز زندگانی بد بیشتر از مرگ بترسیم نظر به اینکه گرسنه خواهیم ماند اگر زین بیش تحمل کنیم تا که باز غارت کنید ما را …

ادامه

سرخ زیباترین است

آبی زیباست وقتی باران از راه پله های قدیمی می گذرد وقتی تصویرت در چاله های آب می ریزد وقتی صدای قدم هایت در شرشر کوچه می افتد و اطمینان اینکه تا دقایقی دیگر به آغوشت می کشم. زرد زیباست زرد زیباست وقتی میان خوشه های گندم پنهان می شوی وقتی بر گیسوانت روبانی ریز بسته ای وقتی آفتاب از …

ادامه

در ستایش دیالکتیک

لشکر بیداد اکنون با صلابت پیش می راند ظالمان بَهر هزاران سال دیگر نقشه می ریزند زور، می گوید: آنچه هست این گونه خواهد ماند هر صدائی جز صدای حاکمان خاموش! بر سر بازارها می غرّد استثمار: تازه کردم صید خود آغاز لیک بسیاری به خیل بردگان، نومید، می گویند: آنچه می خواهیم ما هرگز نمی آید. هان و هان …

ادامه

بیداری:
ترجمه ی احمد‌پور

چشم می گشایی کجایی؟ در خانه. هنوز خو نگرفته ای به چشم گشودن در خانه ی خود هنوز گیج سیزده سال زندانی کیست پهلوی تو تنهایی نیست، همسرت است چون فرشته ای در خواب بانوی آبستن من ساعت چند است؟ هشت تا شب در امانی پلیس در روز روشن به خانه نمی ریزد رسم بر این است. ناظم حکمت 1950

ادامه

زنده باد کمون

“زنده باد کمون” پاریس بیدار میشود پاریس مسلح پاریس کارگرانی که دروازه های انقلاب را می کوبند پاریس زنان تکیده ی رنج که توپخانه ها را تصاحب میکنند پاریس کمون که سلاح ها پتک ها داس ها و پرچم خونینش را به میراث می نهد برای سال ها سال پیکار آشتی ناپذیر پرولتاریا *** زنده باد کمون! زنده باد کمون …

ادامه

سرود همبستگی

(ترجمه ساده) خلق های جهان ,متحد شوید در راه آرمان مشترک. جهان که نعمت ما رامی دهد باید از آن ما شود بی شک. به پیش,واز یاد مبرید در چیست قدرت شما! به هنگام گرسنگی و به هنگام سیری به پیش,واز یاد مبرید همبستگی را! ای سیاه!سفید!زرد!سرخ! نزاع های دیرین را به یک سوگذارید. سخن گوئید با همنوعان تان و …

ادامه

از عموهایت

«از عموهایت» نه بخاطر آفتاب،نه بخاطر حماسه به خاطر سایه بام کوچکش به خاطر ترانه ای کوچک تر از دست های تو نه بخاطر جنگل ها، نه بخاطر دریا بخاطر یک برگ بخاطر یک قطره روشن تر از چشم های تو نه بخاطر دیوار ها بخاطر یک چپر نه بخاطر همه انسان ها بخاطر نوزاد دشمنش شاید نه بخاطر دنیا …

ادامه