سایت رسمی تریبون چپ

داستان

مطالب مرتبط

محمد غزنویان

روز ملاقات

از تاکسی که پیاده شدم، سردرِ عظیم آسایشگاه را دیدم که همچون وصله‌ای ناجور در مقابل زمین‌های کشاورزی برپا کرده بودند. نام آسایشگاه با کاشی‌های

علی‌اشرف درویشیان

باغچه کوچک

وقتی که از سراب برگشتیم، شب روی دل شهر نشسته بود. نفس شهر بند می‌آمد. ماه روی پوست آسمان ترکیده بود. مثل تاول پشت پای

لوئیجی پیراندلو

جنگ

مسافرانی که شبانه با قطار سریع السیر رم را ترک کرده بودند ناگزیر شدند تا سپیده دم روز بعد، در ایستگاه کوچک فابریانو که خط

گونتر گراس

طبل حلبی

شخصیت اصلی این رمان پسری است که تصمیم می‌گیرد از سن سه سالگی بزرگ‌تر نشود. بنابراین در همان قد و قوارهٔ کودکی باقی می‌ماند. اما

تریبون چپ

سرباز «لاسیوتا»

جنگ جهانی اول به پایان رسیده بود. آن روز در سیوتا، بندری کوچک در جنوب فرانسه برای به آب انداختن یک کشتی جنگی، جشنی حسابی

ماکسیم گورکی

داستانی از ماکسیم گورکی

قحط سال ۱۹۸۲ بود. من میان سوخوم[۱] و اوچم‌چی‌ری[۲] بر صخره‌های کنار رود کودور[۳] نشسته بودم. از آنجا تا دریا تنها سنگ‌اندازی فاصله بود و

تریبون چپ

گناهکار شهر تولدو

هركه‌ محل‌ ساحره‌ئی را كه‌ می گويد اسمش‌ ماريا اسپالانتسو است‌، نشان‌ دهد يا مشاراليها را زنده‌ يامرده‌ به‌هيأت‌ قضات‌ تحويل كند آمرزش‌ معاصی ی

پیر پائولو پازولینی

به پاپ اعظم

چند روز پیش از اینکه بمیری، مرگ بود که به دیدار یکی از هم دوره ای ها آمد. تو در بیست سالگی محصل بودی و

ژاک پره ور

اپرای ماه

روزی بود، روزگاری بود. پسر کوچولوئی بود که زندگیِ خوشی نداشت، و جائی می‌زیست که آفتابِ کافی به‌‌آن نمی‌تابید. هرگز پدر و مادرش را نشناخته

ایتالو کالوینو

بازی

شهری بود که در آن، همه چیز ممنوع بود. و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الک دولک بود، اهالی ‌شهر هر روز به

هرناندو هرتز

فقط كف صابون

وقتی آمد تو، هيچي نگفت. من داشتم بهترين تيغ هاي دسته دارم را روي چرم تيغ تيزكني مي كشيدم. وقتي شناختمش به لرزه افتادم. امّا

پُل لافارگ

حقايق ساده­ٔ سوسياليستی

کارگر: ولی اگر اربابان نباشند، چه کسی به من کار می‌دهد؟ سوسياليست: اين سئوالی است، که مرتب از من پرسيده می­شود؛ بگذار آن را بشکافيم.

پایان مطالب
فهم لنینی امپریالیسم. 

نو امپریالیسم و خرده امپریالیسم

فهم لنینی امپریالیسم. یا چرایی آنتی شیطان بزرگ بودن و نه آنتی امپریالیست بودن! یکی از بنیادین‌ترین دلایل خروج و مخالفت بلشویک‌ها و انترناسیونالیست‌ها از

اگر دنیا دست من بود

اگر دنیا دست من بود، با آواز گیتار می زدم. سیاست آدرسی نداشت، مارکس شاید اپرا میخواند لنین شراب سرو میکرد استالین بجای کله زدن

چارتیسم

مقدمه­‌ی مترجم: چارتیسم اولین ظهور سیاسی و صنفی طبقه­‌ی کارگر در انگلستان صنعتی در اوایل قرن نوزدهم بود. طبقه­‌ی کارگر برای اولین خود را به

ماهی سیاه کوچولو

صمد بهرنگی شب چله بود. ته دریا ماهی پیر دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هایش را دور خودش جمع کرده بود و

مبارزه­ ی طبقاتی و آزادی زنان

در طول صد سال گذشته دو جنبش مختلف در صدد بوده­اند تا به امر رهایی زنان دست یابند: مارکسیسم و فمینیسم.(۱) خواست هر دو ریشه­کن