ستفان هرملین

آزادی

برای پرنده­‌ای در بند برای ماهی در تُنگ بلور آب برای رفیقم که زندانی است زیرا، آن چه می‌اندیشد را بر زبان می‌راند. برای گُل­های قطع شده برای علف لگدمال شده برای درختان مقطوع برای پیکرهایی که شکنجه شدند من نام ترا می‌خوانم: آزادی! برای دندان­های به هم‌ فشرده برای خشم فرو خورده برای استخوان در گلو برا ی دهان­هایی …

ادامه