ایرج جنتی عطائی

ایرج جنتی‌عطایی (زاده ۱۹ دی ۱۳۲۵ در مشهد)، شاعر، ترانه‌سرا، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر ایرانی است ایرج جنتی‌عطایی در ۱۹ دیماه ۱۳۲۵ در شهر مشهد متولد شد. پدر او اصالتی تبریزی داشت اما بزرگ شده مشهد بود. مادر او از اهالی عشق‌آباد بود که بدنبال حکومت استالین ناچار به مهاجرت به مشهد شد. او به علت شغل پدر در نیروی هوایی چند سالی را در مشهد و چند سالی را در دزفول گذرانده اما بخش تعیین کننده‌ای از دوران کودکی و جوانی‌اش در تهران گذشته. [۱] او فارغ‌ التحصیل رشته تئاتر از مدرسه هنرهای دراماتیک دانشگاه تهران و دانش‌آموخته جامعه شناسی هنر از کالج چلسی است.

زندگی کن:
با صدای شیرین مهربد

زندگی کن

زندگی کن زندگی تو رنگ آواز جوانه هم تپش با متن سرخ شعر خورشید شبانه زندگی کن زندگی تو هم نفس با روح بارون زندگی از جنس لحظه روی پل واره اکنون تو می تونی بگی نه نه به زندون بگی نه به شکنجه نه به اعدام جهان مال تو مال خود تو تو می تونی بگی ظلمو نمی خوام …

ادامه

مار در محراب:
خواننده: داریوش

مار در محراب

خوشا در چنگ شب مردن ولی از مرگ شب گفتن چه اندوه آوری ای تن فرا ز وحشت داری فرود خنجری ای تن غم آزادگی دارم به تن دلبستگی تاکی بمن بخشیده دلسنگی شکستنهای پی در پی در این غوغای مردم کش در این شهر بخون خفتن خوشا در چنگ شب مردن ولی از مرگ شب گفتن چرا تن زنده …

ادامه

شرقی‌ غمگین

ایرج جنتی عطائی

شرقی‌ غمگین با صدای اندو و حسین منصوری. ترانه: ایرج جنتی عطائی شرقی غمگین ای شرقی غمگین ، وقتی آفتاب تو رو دید تو شهر بارونی بوی عطر تو پیچید شب راهشو گم کرد ، تو گیسوی تو گم شد آفتاب آزادی از تو چشم تو خندید ای شرقی غمگین تو مثل کوه نوری نذار خورشیدمون بمیره تو مثل روز …

ادامه

یک رویای خصوصی

ترانه‌ای از ایرج جنتی عطایی با اجرای گل‌شیفته فراهانی در نمایش یک رؤیای خصوصی از این خاموش ِ ضد رنگ یه تابلو رو به فردا باش من اون آواز ممنوع‌ام، منُ نقاشی کن نقاش ببین خورشید خاموما رُ رو دیوارای خط‌ خورده که نیمه‌کاره جا مونده‌ن، قرق رنگاشونُ برده ببین رنگین‌کمون بازم سیاه‌پوش ِ یه بارونه یه ارکیده تو رؤیای …

ادامه

دریائی

کمکم کن ، کمکم کن نذار اینجا بمونم تا بپوسم کمکم کن ، کمکم کن نذار اینجا لب مرگ رو ببوسم کمکم کن ، کمکم کن عشق نفرینی بی پروایی می خواد ماهی چشمه ی کهنه هوای تازه ی دریایی می خواد دل من دریاییه چشمه زندونه برام چکه چکه های آب مرثیه خونه برام تو رگام به جای خون …

ادامه

حکومت نظامی

بگذار سربازان بچه ها را – تیرباران کنند که هر فرمانِ “آتش” اعتراف به – حضورِ ظلمت است . *** در هر دو سمتِ خیابان این سبزهایِ زردِ صف در صف خشکیده در سایه سارِ تانک ها – این درختانِ بی برِ پر برگ – با هر شلیک – باری – زوال خویش را اعلام می کنند . *** در …

ادامه

مرا به خانه‌ام ببر

شب آشیان شب زده! چکاوک شکسته پر! رسیده‌ام به ناکجا! مرا به خانه‌ام ببر ! کسی به یاد عشق نیست ! کسی به فکر ما شدن! از آن تبار خود شکن، تو مانده‌یی و بغض من ! از این چراغ مردگی! از این بر اب سوختن! از این پرنده کشتن و از این قفس فروختن! چگونه گریه سرکنم ؟! که …

ادامه

تو خوابِ يه ستاره

اگه بخوام آينده رو دوباره نقاشی کنم بايد تورو، تو خوابِ يه ستاره نقاشی کنم تورو که از حنجره یِ پيرِهراسِ آينه ها اين جلوه ی تاريخی و تلخِ سکوتو می شکنی تورو که تو هجومِ مرگالودِ خونه گی شدن شعارِ انسان و جهان و عشقو نعره می زنی. اگه بخوام آينده رو دوباره نقاشی کنم بايد تورو تو خوابِ …

ادامه

خودِ خورشید باش

پيشكش به زنان ستيزه و ايستادگى، كه پسينه فرداى جهان را به امروزِ .زادگاهمان مژده مى دهند. خودِ خورشید باش ترانه و صدا: ایرج جنتی عطایی موسیقی: آروین صحافا کارگردان: فرهاد ویلکیجی تهیه کننده: شیدا جهان بین

ادامه

قارنا

کوه از کدامین نعره می بارد ؟ – که راه ماه – از کاریز تا کلبه بر شانه های زخمی سنگ است بر شاخه های ترد کدام اختر رگبار کور دشنه می آید فرود آنک ؟ – که میدانچه – غریق ِ خون گلبرگ ِ غزل های شبانگاهی ست؟ بر رودِ نعشِ ماهیان ِ سبز ، از استخوانِ کیست این …

ادامه