سایت رسمی تریبون چپ
پیرامون کمون پاریس

کمون تسلیح‌عمومی خلق را جایگزین ارتش دائمی، این ابزار بی‌ارادۀ طبقات حاکمه نمود.

کلیسا را از دولت جدا کرد و بودجه‌های مذهبی (یعنی مستمری‌ای را که دولت به کشیش‌ها می‌پرداخت) حذف کرد،
به تعلیم و تربیت عمومی خصلت خالص غیرمذهبی بخشید و به این وسیله به ژاندارم‌هائی که به لباس کشیش درآمده بودند، ضربۀ حساسی وارد ساخت.
کمون موفق نشد تا در زمینه‌های صرفاً اجتماعی کارهای زیادی انجام بدهد اما همان مقدار کمی هم که انجام داد، با وضوح کامل خصلت آنرا به عنوان حکومت خلق و حکومت کارگران نشان داد.
کار شبانۀ نانواها موقوف شد، سیستم جرایم پولی یعنی این دزدی از کارگران که به صورت قانون درآمده بود، ملغی گردید

و بالاخره آن تصویب نامۀ معروف صادر گردید که بر مبنای آن تمام کارخانه‌ها، کارگاه‌ها و مؤسساتی که صاحبان قبلی‌شان آنها را تعطیل نموده بودند، به تعاونی‌های کارگری سپرده شدند تا آنها را برای ادامۀ تولید به کار بیاندازند.

و در عین‌حال کمون برای آنکه خصلت خود را به عنوان یک حکومت واقعاً دمکراتیک و پرولتری به اثبات رسانده باشد، مقرر داشت که حقوق هیچ یک از کارمندان اداری و دولتی، بدون توجه به مقام آنها، نباید بیش از دستمزد عادی یک کارگر بوده و تحت هیچ عنوان نباید بیشتر از ۶۰۰۰ فرانک باشد.

تمام این اقدامات به اندازۀ کافی شهادت از آن می‌دادند که کمون برای دنیای قدیم، که بر اساس به نوکری گرفتن و استثمار انسان از انسان بنا شده بود، خطر مرگباری می‌باشد. به این جهت جامعۀ بورژوائی تا زمانی که پرچم سرخ پرولتاریا بر فراز شهر پاریس در اهتزاز بود، خواب راحتی نداشت.
و وقتی که سرانجام قهر متشکل دولتی موفق شد بر قدرت انقلاب که سازماندهی خوبی نداشت تفوق حاصل نماید، آنوقت ژنرالهای بناپارتیست که در مقابل آلمانها به زانو درآمده بودند و فقط در برابر هموطنان مغلوب خود شجاع شده بودند کشت و کشتاری که تا آنوقت پاریس هرگز شاهد آن نبود، راه انداختند. تقریباً ۳۰۰۰۰ پاریسی به دست نظامیان ددمنش، به قتل رسیدند و در حدود ۴۵۰۰۰۰ نفر دستگیر گشتند که بسیاری از آنها بعداً اعدام شدند، هزاران نفر به زندانها و یا تبعیدگاهها فرستاده شدند.

پاریس مجموعاً در حدود ۱۰۰۰۰۰ نفر از بهترین مردم خود را از دست داد و از آن جمله جمعی از بهترین کارگران از همۀ حرفه‌ها، بورژوازی خوشحال بود و رهبر آن، فسقلی خون‌آشام تیرس، بعد از اینکه به همراه ژنرال‌هایش پرولتاریای پاریس را به خون کشید، اعلام داشت که: حالا برای مدت زیادی از شر سوسیالیسم خلاص شدیم.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp

گفتگو با لنین

در گرداب رویدادها در منگنه ی انبوه کارهای روزانه روز آهسته ناپدید می شود و سایه های شب فرود می آیند دو تن در اطاقند:

گیاهی در قرنطینه

از:بیژن نجدی دکتر کف دستش را از پیشانی طاهر برداشت و گفت: این سرخک نیست. میرآقا گفت پس چیه؟ -پسوریازیس. -یعنی چی؟ -داء الصدف. -میرآقا

ایرج جنتی عطائی

شرقی‌ غمگین

شرقی‌ غمگین با صدای اندو و حسین منصوری. ترانه: ایرج جنتی عطائی شرقی غمگین ای شرقی غمگین ، وقتی آفتاب تو رو دید تو شهر

انقلاب ایران

مقدمه مترجم: مطلبی را که برای ترجمه عرضه می‌شود، تد گرانت،‌ بنیانگذار و نظریه‌پرداز گرایش بین‌المللی مارکسیستی، 30 سال پیش و در بحبوحه‌ی انقلاب 57 نوشته

سيگار نيفروخته

“سيگار نيفروخته” ممكن است امشب بميرد با سوخته گى سينه ى كُتش از آتش گلوله يى. هم امشب به سوى مرگ رفت با گامهاى خويش.