شعر:
علی رسولی

بگذار شعر پچ پچ ساده‌ی کودکان باشد

به هنگام ترس از دیدن

در بازی قایم باشک کوچه‌های گرسنه

من پنهان شده‌ام

قدم‌های نزدیک شدنت را می‌شمارم

نگاهت بر پنهانی‌ام می‌افتد

هر دو می‌دانیم تقصیر از دیوار است

که نور در آغوشش جای نمی‌گیرد

هردو کودکانی بزرگ هستیم

اگر دیوار به قامت دنیا هم باشد

باز لبخند ما در این مرزها

که بر لبانش سیم ها چیده‌اند

پیداست.

 

بگذار شعر

بزرگی یک کودک باشد

هنگامی که می‌خندد

هنگامی که دیواری نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.