سایت رسمی تریبون چپ
سرباز

من از تبار فقرا می آيم
سربازم وطعمه جنگ می شوم
جنگي که مال من نيست
آنها
سردار ها
پول داران
ملت می سازند
دولت می سازند
مرز ها می آفرينند
قانو ن درست می کنند
جنگ به راه می اندازند
برای يک افسانه
برای يک تکه زمين
برای يک پرچم احمقانه
برای يک سرود دروغين
برای يک تبار
ما قربانی می شويم
ما هيزم ماشين آنهايم
پس از مرگ مان با ظاهر غمگين در رسانه ها می آيند و اشک تمساح می ريزند
اما آنها
با ماشين های ضد گلوله گشت و گزار می کنند
و هزاران سرباز و نگهبان مسلح امنيت شان را می گيرند
فرزندانشان در امن ترين جای جهان زندگی می کنند
آگر آنها راست می گويند
چرا خودشان به جنگ نمی روند
چرا خودشان از مرز های مقدس شان دفاع نمی کنند
ای سربازان که سرتان را برای طبقات حاکمه فدا می کنيد
به دروغ های آنها باور نکنيد!
هيچ سرزمينی ارزش مردن را ندارد
هيچ پرچمی مقدس نيست…..
من از تبار فقرا می آيم
سربازم وطعمه جنگ می شوم
جنگي که مال من نيست

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp

دختر ! تو كمونيستي ! …

ميگويند : ” دختر! تو كمونيستي ! ” و من ميميرم ، و ميدانم كه هيچگاه به ” زان جيو ” تسليم نخواهم شد .

نخستین اموزگار

آلتینای که استاد دانشگاه است، به دهکده آبا و اجدادی خود باز می گردد، جایی که در آن بزرگ شده و تقدیرش رقم خورده است.

فروپاشی دیوار برلین

فروپاشی دیوار برلین

دیوار برلین در تاریخ ٩ نوامبر ١٩٨٩فروریخت! این جمله فقط یک خبرنیست. پایانیست بریک آغاز وآغازی بریک فرجام. چنان که دراین متن کوتاه خواهم گفت.

امیلیانو زاپاتا

مرگ زاپاتا

ادبیات داستانی مکزیک چندی پس از رسیدن به مکزیک برای یک دیدار تشریفاتی به دیدن وزیر فرهنگ رفته بودم. در یکی از سرسراهای طبقه ی

حقايق ساده­ٔ سوسياليستی

کارگر: ولی اگر اربابان نباشند، چه کسی به من کار می‌دهد؟ سوسياليست: اين سئوالی است، که مرتب از من پرسيده می­شود؛ بگذار آن را بشکافيم.

بفرینه

لب ایوان، زیر برق آفتاب نشسته بودند. بفرینه (1) به سینهی مادر تكیه داده بود. زن او را محكم در میان زانوان خود گرفته بود.