روایتی از دو سال سازماندهی و مبارزه کارگری گروه ملی فولاد

پانزده سال پیش در گروه ملی صنعتی فولاد به استخدام یک شرکت پیمانکاری درآمدم. در آن سال‌ها قراردادهای کارگران غالباً یا سفید امضا بود و یا قراردادهای کوتاه مدت بیست و نه روزه یا هشتاد و نه روزه. در سال 1394 نوع قراردادهای ما به قرارداد یکساله و مستقیم با گروه ملی تبدیل شد که حاصل مبارزه و تلاشی بود که طی سالیان قبل از آن توسط کارگران این شرکت صورت گرفته بود.

از ماه‌های پایانی سال 1395 که اعتصاب و اعتراضات کارگران گروه ملی فولاد بصورت جدی و تعین‌یافته بروز یافت، بعنوان یکی از سازماندهان در کنار سایر همکارانم در متن و بطن اعتراضات کارگری فولاد حضور مستمر داشتم. در طی این مدت با احضارهای پیاپی، دستگیری، پرونده‌سازی، اتهامات امنیتی، تهدید و ارعاب دستگاه‌های امنیتی، برخوردهای غیرقانونی، فشارکارفرما و ممنوع‌الورود شدن به شرکت مواجه بودم که تا مرز اخراج از کار هم پیش رفت.

در این کتابچه شرح مبارزه کارگری دو ساله گروه ملی فولاد (1395-1397) را از دریچه تجربه خود نوشته‌ام تا شاید برای نسل بعدی کارگران این شرکت و سایر بخش‌ها مثمر ثمر و قابل رجوع باشد.

بالاخص که جدال همیشگی کارگران، درس‌ها و تجارب عملی بسیاری را به همراه داشته، اما این تجارب عملی کمتر در جایی ثبت و ضبط شده است. حال آنکه اگر سندی مکتوب از نحوه سازماندهی و سبک و شیوه اعتراضات و جنبه‌های علنی و مخفی این سازماندهی‌ها در هر بخش وجود داشت قطعاً هزینه‌های کمتری به جنبش کارگری ایران تحمیل می‌شد.

با همین هدف و رویکرد بر آن شدم تا سوابق و تجارب حاصل از این مبارزات را در این کتابچه به نگارش درآورم.

 

روایتی از دو سال سازماندهی و مبارزه کارگری گروه ملی فولاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.