دریائی

در ساحل خشک پشت سر
نگاهی در ابدیت محو میشود .

بر سینه اتشین ساحل پیش رو،
جهان کر ،
نفس سنگین انسان را نمی شنود.

مرزها چه نامرئیند در فاصله دو ساحل .
مرگ چه محسوس ، در آروزی بعدِ بهتر
کرکسها در پروازند.

یوسف رسول

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.