سایت رسمی تریبون چپ
جنگل

پُشتِ سر، پُشتِ سر،

پُشتِ سر جهنمه

روبرو، روبرو

قتلگاهِ آدمه.

روح جنگلِ سیاه،

با دستِ شاخه‌هاش داره،
روحم‌و از من می‌گیره
تا یه لحظه می‌مونم
جغدا تو گوشِ هم می‌گن:
«پلنگِ زخمی، می‌میره»

راهِ رفتن دیگه نیست
حجله‌ی پوسیدنِ من
جنگل پیره!
قلبِ ماهِ سر به زیر
به دار شاخه‌ها اسیر
ـ غروبش‌و من می‌بینم ـ

ترس رفتن تو تنم
وحشتِ موندن تو دلم
خوابِ برگشتن می‌بینم.

هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سایه‌ی دشمن می‌بینم

پُشتِ سر، پُشتِ سر،
پُشتِ سر جهنمه
روبرو، روبرو
قتلگاهِ آدمه.

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp

خاستگاه شرارت

خاستگاه و منشا شرارت بشر چیست؟ این یک پرسش بسیار کلی است و باید تدقیق شود. برای درک منشا شرارت، ما نیازمند یک پژوهش فلسفی

از ناروُدنيسم تا مارکسيسم

يکى از روزنامه‌هاى علنى اخيرا اظهار عقيده کرده بود که اکنون موقع پرداختن به “تضاد” (antagonism) منافع طبقات مختلفى که در مقابل استبداد قرار گرفته‌اند

آن دَم جادوئی

خوابم در پیچ و تاب تاریکی گُم می شود و من با چشمانی پُرگداز و زابه راه از صبحِ هولناک می ترسم و به خواب