جنبش نان و "موچه"

جنبش نان و “موچه”

ده روز از شروع دورجدید جنبش مطالباتی مردم کردستان عراق میگذرد. این دورازمبارزات که از روز چهارشنبه دوازدهم آذرماه و از شهر سلیمانیه شروع و به سرعت به دیگرشهرها و شهرکهای اقلیم کردستان سرایت کرد، با مطالبه نان و ‶موچه″ خود را معرفی میکند. موچه در زبان کردی به معنی حقوق، دستمزد و یا مستمری میباشد.
نقطه آغاز این مبارزات فراخوان تعدادی از فعالین عرصه های مختلف جنبش مطالباتی وبویژه حقوق بگیران درسلیمانیه جهت برگزاری راهپیمایی و طرح خواستها ومطالباتشان بود که درقدم نخست با دخالتگری نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شده واین نیروها با استفاده از ابزار سرکوب بویژه باطوم و گازاشک آورتظاهرکنندگان را مورد یورش قراردادند که منجربه زخمی شدن تعدادی ازتظاهر کنندگان وهمچنین دستگیری تعداد دیگری ازآنها شد. اما این پایان کارنبود وحرکت اعتراضی مردم سلیمانیه بلافاصله مورد حمایت مردم معترض دربسیاری ازشهرها و شهرکهای دواستان سلیمانیه وحلبجه ازجمله شهرها و شهرکهای قلادزی، رانیه، دوکان، پیره مه گرون، عربت، سیدصادق، پنجوین، حلبجه قدیم، وارما، کلار، دربندیخان، کفری، شیلادزه، قصری واقع شد و امروز جمعه به شنگال رسید که البته اعتراضات مردم شنگال علیه حکومت مرکزی عراق بوده است.
شدت سرکوبگری نیروهای امنیتی حکومت اقلیم کردستان در روزهای اخیردرمقابله با مردم معترض دراین مکانها به حدی بوده است که بنا به اخبارمنتشره تا امروز ۱۰ تن ازمردم معترض براثراصابت گلوله جانشان را ازدست داده اند وبیش ازیکصد تن مجروح و تعداد زیادی ازسوی نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. روشهای سرکوبگرانه نیروهای امنیتی درمقابل تظاهرات مسالمت آمیزمردم معترض، گاها و در بعضی مناطق عکس العمل خشونت بارو مقابله به مثل مردم معترض را بدنبال داشته است بطوری که درتعدادی ازشهرها مقرها و دفاتراحزاب حاکم ازجمله حزب دمکرات کردستان، اتحادیه میهنی کردستان، جنبش گوران و یا تغییروهمچنین دوحزب اسلامی ازسوی مردم معترض به آتش کشیده شدند که این سمبلی از رویگردانی و بی اعتمادی مردم نسبت به احزاب حاکم وهمچنین جریانات اسلامی است.
هرچند پرداخت دستمزدها و حقوق مردم ازسوی حاکمیت وایجاد کار و فرصتهای شغلی درشرایط کنونی ازاصلی ترین خواستهای مردم معترض وبه ویژه جوانان به شمارمیایند وهمین مسئله باعث رنگین شدن بافت شرکت کنندگان دراین جنبش مطالباتی شده است بطوری که ازپلیس رسمی راهنمایی ورانندگی که درعراق ازقُرب وجایگاه خاصی برخوردارند گرفته تا نیروهای آسایش و پیشمرگ، کارمندان، کارگران، بازنشستگان ومعلولین و… دراین اعتراضات شرکت دارند، ولی خواستها ومطالباتی که این مردم را به کف خیابانها کشانده بسیار بیشتروجدی ترازاینها هستند.
واقعیت این است که بدنبال سقوط رژیم صدام حسین در۲۰۰۳ ازسوی حکومت مرکزی سالانه بودجه مناسبی درحد ۱۳ میلیارد دلار دراختیاراقلیم کردستان قرارمیگرفت مضافا اینکه عایدات مبادی ورودی و خروجی مرزها هم رقم قابل ملاحظه ای را تشکیل میداد وافزودن صادرات کم وبیش نفت نیز به این آمار، این درآمدها را کامل میکرد.علیرغم اینکه به علت بافت فاسد وناسالم اداری حاکم دراین منطقه این درآمدهای کلان درجهت پروژه های استراتژیک و زیربنایی اقتصادی وتولیدی بکارگرفته نشدند ولی پخش قسمتی ازاین درآمدها به عناوین مختلف درمیان مردم، موجب پیدایش نوعی ازرفاه و خوش گذرانی عمومی و قشروسیع متوسط در جامعه شد. موارد فراوانی مشاهده میشد که خانواده ای و یا شخصی ماهانه ۳ یا ۴ حقوق با عناوین مختلف دریافت میکرد که بعدها به یکی ازمشکلات مورد مناقشه بین حکومت مرکزی عراق وحکومت اقلیم کردستان بدل شد. به علت سیاست احزاب حاکم در این منطقه هیچگونه اهمیتی به جایگاه واقعی نیروی کار و ایجاد مراکزکار و تولید داده نشد واین جامعه به مانند بسیاری ازکشورهای نفت خیز حاشیه خلیج فارس والبته درزمینه درآمد و خدمات عمومی درسطح پائین تری، به یک جامعه کاملا مصرفی تبدیل شد به شکلی که اکثریت قریب به اتفاق کالاهای اساسی وخدمات مورد نیاز اقلیم را ازکشورهای ترکیه وایران وکشورهای دیگروارد میکرد. ناگفته پیداست که درچنین اوضاع ناسالمی زمینه رشد افراد وکمپانی هایی که یک شبه میلیاردر شدند خیلی مساعد بود و اکنون تعدادی ازاین افراد جزو سرمایه داران میلیاردر خاورمیانه به حساب میایند. فاصله طبقاتی به علت فساد اداری وسیستم عشیره ای حکومتی که عمدتا بین دوخانواده تقسیم شده است، سربه فلک کشیده و پیدایش طیفی ازسرمایه داران نورسیده که عمدتا با اتکا به قدرت و امکانات دولتی به این موقعیت جدید دست یافته اند وعموما ازعوامل و نزدیکان احزاب وجریانات حاکم به شمارمیروند، به بهای ریزش شدید اقشارخرده بورژوازی متوسط و پائین به موقعیت نازل تراجتماعی وفقرشدیدتروعمیق ترطبقه کارگر و زحمتکشان جامعه تامین شده است واین یکی ازعوامل اصلی وضعیت کنونی جامعه کردستان عراق است که تاثیرات عمیق خود را برکلیه سطوح کار و زندگی مردم این جامعه برجای گذاشته است .
بدنبال سقوط شدید بهای نفت که بحران ۲۰۱۴ را بوجود آورد وهمچنین عمل به توصیه ها و نسخه های تجویز شده بانک جهانی وصندوق بین المللی پول ازسوی دولت اقلیم، روزبه روز بر وخامت اوضاع افزوده شد وظهورداعش و بحرانهای بعدی ازجمله ۱۶ اکتبر ۲۰۱۷ و جنگ کرکوک روابط دولت مرکزی عراق و حکومت اقلیم کردستان عراق را با تیره گی بیشتری مواجه کرد وازاین تاریخ احزاب بورژوا ناسیونالیست حاکم درکردستان بیشتراز پیش به سفره های کوچک شده کارگران و مردم زحمتکش این منطقه چشم طمع دوختند و به بهانه پس اندازکردن حقوقهای مزدبگیران ،سیستم پرداخت موچه ها را طوری طرح ریزی کردند که نصف حقوق ها و بعدها حتی یک چهارم حقوق ها را آنهم با تاخیرپرداخت میکردند. دزدیهای کلان وآشکار وابستگان حاکمیت و فساد مالی عمیق سیستم حکومتی روزبروز بردامنه فقر و بیکاری مزمن درمنطقه افزوده به نحوی که صدای اعتراض تعداد زیادی ازاصحاب رسانه وحتی دست اندرکاران حکومتی وپارلمانتاران راهم درآورده است . نمونه بارز دزدی وسواستفاده آشکارازامکانات مرزی توسط نهادهای وابسته به احزاب حاکم درمرزهای پرویزخان، باشماق وابراهیم خلیل تنها بخش کوچکی ازدزدی واختلاسی است که ورد زبان مدیای رسمی و مردم اقلیم کردستان است .
سیاستهای استثمارگرانه و تبعیض آمیز احزاب حاکم دراقلیم کردستان طی سالیان اخیر درعرصه های اقتصادی- سیاسی- اجتماعی و…که مبتنی برحفاظت وصیانت ازمناسبات سرمایه داری ومالکیت خصوصی و پیروی از الگوهای نئولیبرالیستی بوده و با اتکا به سیستم حکومتی فدرالیسم و پارلمانتاریسم اجرا شده، عواقب وحشتناکی ازفقر و سیه روزی بیشتر برای توده های کارگر و ستمکش وعموم مردم کردستان ببارآورده است و رشد کوچ مردم و جوانان به کشورهای پناهنده پذیر، گسترش وسیع آسیبهای اجتماعی، بیکاری مزمن، عدم توانایی مردم بویژه کارگران و مزدبگیران درتامین نیازمندیهای اولیه شان، شکاف عمیق طبقاتی و… به بی اعتمادی مردم نه تنها به کل احزاب شریک درحاکمیت بلکه به احزاب اسلامی همپیمان حاکمیت نیزمنجر شده و باعث برآمدهای اجتماعی درمقاطع مختلف شده است.
هرچند خیزشهای اعتراضی برحق مردم کردستان بویژه کارگران و معلمان درمقاطع مختلف و از سوی نیروهای امنیتی به شدت سرکوب شده و به خاموشی گرائیده ولی همزمان باعث ارتقاء دانش سیاسی و طبقاتی مردم گشته و توهمی که روزگاری نسبت به احزاب حاکم دربین توده های مردم وجود داشت به شدت فرو ریخته و توده های ستمدیده و محروم کردستان درشعارهایشان به اثبات رساندند که موافق این سیستم ستمکار و استثمارگر نیستند وخواهان برچیدن سیستم موجود با تمامی احزاب حاکم و جریانات ناسیونال اسلامی همپیمانشان هستند.
مردم کردستان درمبارزات ده روز گذشته خود و با طرح شعارها و مطالباتشان نشان دادند که مخالف سیستم سیاسی ناکارآمد و فاسد فدرالیزم موجود دراقلیم کردستان که نسخه تجویزشده احزب و جریانات ناسیونالیست کردستان ایران نیز برای فردای جامعه ایران است، هستند و درعمل روزانه خود اثبات کردند که این سیستم که با اتکا به دمکراسی بورژوایی و پارلمانتاریسم اداره میشود نه تنها نمیتواند تامین کننده رفاه و برابری وآزادیهای اجتماعی باشد بلکه ازتامین نیازهای اولیه مردم نیزعاجز و ناتوان است وتنها بدیل ممکن برای عبور از این اوضاع نابسامان رجوع به شوراهای واقعی مردمی و تامین ملزومات حاکمیت شورایی میباشد.
توجه به خواستها ومطالبات وشعارهای جنبش جاری مردم ستمدیده کردستان نشان داد که جنبش آنان جنبش نان است، جنبش دریافت کامل و به موقع دستمزد است، جنبش کار و آزادی است، جنبش علیه ستم و تبعیض ونابرابری است، وهمچنانکه خود اظهارمیدارند جنبش علیه فساد ومافیای قدرت است. لذا ازمنظرافکارعمومی آگاه و پیشرو و تمامی آزادیخواهان و کمونیستها قابل حمایت و پشتیبانی است وهرگونه سیاست سرکوبگرانه درمقابل چنین جنبش عادلانه وبرحقی شدیدا محکوم است. شناسایی و مجازات آمران وعاملان تیراندازی مستقیم به سوی مردم معترض و به قتل رساندن آنان، آزادی فوری و بدون قید و شرط کلیه دستگیرشده گان و توقف هرگونه سرکوبگری ازسوی حاکمیت دربخش اولویتهای ویژه شرایط کنونی قراردارند.
۱۲ دسامبر ۲۰۲۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.