سایت رسمی تریبون چپ
تا ابدیت فرمانده

آموخته‌ایم به تو عشق بورزیم
بر قله‌های تاریخ
تو با خورشیدی از شجاعت
در بستر مرگ آرمیده‌ای
حضور عمیق تو
اکنون واضح تر شده است
فرمانده چه گوارا
دستان پیروزمند و توانای تو
بر تاریخ آتش زد
زمانی که همه سانتاکلارا
برای دیدن تو از خواب برمی خاست
تو آمدی تا باد را
با آفتاب بهاری آتش بزنی
تا با نورلبخندت
پرچمی را برافرازی
انقلابیون شیفته تو
تو را تا قلمرو تازه‌ات همراهی می‌کنند
جایی که با اسلحه آزادی‌خواهی تو
مقاومت خواهند کرد
ما راه تو را ادامه خواهیم داد
هم‌چنان که تا‌کنون همراهت بوده‌ایم
ما همراه با فیدل به تو می‌گوییم:
«برای همیشه تو فرمانده‌ای»
Hasta Siempre
Aprendimos a quererte –
Desde la historica altura
Donde el sol de tu bravura
Le puso cerca la muerte
Aqui se queda la clara, –
La entranable transparencia
De tu querida presencia
Comandante Che Guevara
Vienes quemando la brisa –
Con soles de primavera
Para plantar la bandera
Con la luz de tu sonrisa
Aqui se queda la clara, –
La entranable tranparencia
De tu querida presencia
Comandante Che Guevara
Tu amor revolucionario –
Te conduce a nueva empresa
Donde esperan la firmeza
De tu brazo libertario
Aqui se queda la clara, –
La entranable tranparencia
De tu querida presencia
Comandante Che Guevara
Seguiremos adelante –
Como junto a ti seguimos
Y con Fidel te decimos
“Hasta Siempre Comandante”
Aqui se queda la clara,-
La entranable tranparencia
De tu querida presencia
.Comandante Che Guevara
14 ژوئن1928 مصادف است با سالگرد تولد Ernesto Rafael Guevara de la Serna ملقب به چه گوارا ، ستاره ی سرخ کارگرانِ جهانی. مبارزی که تا آخرین پیچ و خم زمینِ خونین نامش همواره بر توفان ها و انقلاب ها کوبیده خواهد شد.کارگری که سرودخوانان مرزهای بردگی را بی معنی کرد.فریاد زد: انترناسیونال است نجات انسان ها.
شعر Hasta Siempre (تا ابدیت) توسط کارلوس پوبلو شاعر کوبایی نوشته شده است. که بعدها توسط ناتالی کاردون خواننده ی فرانسوی اجرا گردید.
زنده باد فرمانده ی همیشه چگوارا…

Facebook
Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp

یکی از مسائل اساسی انقلاب

بی شک مسألۀ کلیدی هر انقلابی مسألۀ قدرت دولتی است. اینکه کدام طبقه قدرت را در دست بگیرد، تعیین کنندۀ هر چیزی است. وقتی که

پیرامون کمون پاریس

کمون تسلیح‌عمومی خلق را جایگزین ارتش دائمی، این ابزار بی‌ارادۀ طبقات حاکمه نمود. کلیسا را از دولت جدا کرد و بودجه‌های مذهبی (یعنی مستمری‌ای را

بفرینه

لب ایوان، زیر برق آفتاب نشسته بودند. بفرینه (1) به سینهی مادر تكیه داده بود. زن او را محكم در میان زانوان خود گرفته بود.

نجات دادن هنر از دست بازار

«هنر آشغال است.» دادائیست‌های برلین، یک جنبش هنری آوانگارد، در سال ۱۹۱۹ چنین اعلام کردند. دادائیست‌ها در برابر هنری واکنش نشان می‌دادند که خودش را