بیداری:
ترجمه ی احمد‌پور

چشم می گشایی
کجایی؟
در خانه.
هنوز خو نگرفته ای
به چشم گشودن
در خانه ی خود
هنوز گیج سیزده سال زندانی
کیست پهلوی تو
تنهایی نیست، همسرت است
چون فرشته ای در خواب
بانوی آبستن من
ساعت چند است؟
هشت
تا شب در امانی
پلیس در روز روشن به خانه نمی ریزد
رسم بر این است.

ناظم حکمت
1950

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.