انقلابی

انقلابی,
نام دیگرش انسان است,
که دیگر برده پول نیست,
که جز از حق اطاعت نمی کند,
که با اعتماد گام بر میدارد
چراکه خورشید علم وآگاهی
از افق سرخ بر خواهد خواست.
در برابر تو,فقر وحشی
در برابرتو,فشار بردگی
انقلابی عزم می کند
باتفنگی آماده شلیک!
میتوان اورا در باریک راها دید
که با رفقام گام می زند.
می خنند,به مسخره می گیرد
در حالیکه جانش در خطر است
در سوسوی نگاهش,مصمم
بادرخشش اندیشه شعله می گیرد
…….با مبارزه اش برای کمون
اومیدانست که زمین یکی است
که نباید تقسیمش کرد
که طبیعت سرچشمه ایست
و ثروت سرمایه ای که
هر کس حق دارد از آن بهره برد.
او ماشینی را باز میفروشد
او نمیخواهد دیگر کمر خم کند
در بخار مداوم,در کار
چرا که استثمار گر
از یک وسیله نجات
ابزار بردگی می سازد.
او دربرابر طبقه اربان
او جنگی صنفی می کند
جنگی که نهایتی ندارد
تا زمانی که
در زیر این پرچم سپهر
کسی ثروت می اندوزد
به آنکه کار کند
و کارگری گرسنه است.
به بورژوازی قوت انگیز
اودیگر نمی خواهد سودی دهد
چند ملیون در تمام سال
بروی شماست
بر روی گوشت شما
که چنین تکه تکه می کند
چنین سودی را
گارگران,معدنچیان,دهقانان
او می فهمد,مادر دوست داشتنی اما
سیاره ای که شکوه می کند
از حاکمیت فردی
او میخواهد جهانی را به گونه ای سازمان دهد
تا از شیره جانش
عدالتی,جهان گستر جاری شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.