آرشیو تگ‌ها

ما الاغ ها ☰ ترجمه : صمد بهرنگی

آه ، ما ! ما الاغها !… ما جماعت الاغها هم سابق بر این درست مثل جماعت آدمها حرف می زدیم . ما هم برای خودمان زبان به خصوصی داشتیم . موزون و شیرین و خوشایند صحبت می کردیم.چه عالی حرف می زدیم و چه ترانه های دل انگیز سر مدادیم. البته ما الاغها به زبان آدمها حرف نمی زدیم …

ادامه

ديوانه‌ای بر بام

همه‌ي اهل محل به جنب و جوش افتادند. – «… يه ديوونه رفته رو بوم!» سراسر کوچه، از جمعيتي که براي تماشا آمده بودند پر شده بود. اول از کلانتري محل اتومبيلهاي پليس رسيد، بعد هم بلافاصله ماشينها و مأمورين آتش‌نشاني با آن نردبانهاي درازشان. مادر بدبختش از پايين التماس مي‌کرد: – «عزيز جانم، پسرکم! بيا پايين قربونت برم. بيا …

ادامه