آرشیو تگ‌ها

اشتباه از ما بود

اشتباه از ما بود اشتباه از ما بود که خوابِ سرچشمه را در خیالِ پیاله می‌دیدیم دستهامان خالی دلهامان پُر گفتگوهامان مثلا یعنی ما! کاش می‌دانستیم هیچ پروانه‌ای پریروز پیلگیِ خویش را به یاد نمی‌آورد. حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می‌میریم از خانه که می‌آئی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزینه شعر فروغ، و تحملی طولانی بیاور …

ادامه

ماریا

ماریا! ماریا! ماریا! راهم بده ماریا! تاب کوچه را ندارم راهم نمی‌دهی؟ می‌خواهی گونه هایم، گود مزه از دست داده چشیده‌ی خاص و عام بیایم پیشت؟ با صدایی بی‌دندان بگویم به تو: اینک شده‌ام مردی قابل اعتماد؟ ماریا نگاهم کن پشتم خمیده شد در کوچه مردم چشم تنگ می‌کنند ماریا آیا می‌شود در گوش فربه حرف محبت زد؟ پرنده گرسنه …

ادامه