سرود ملی را نمی خوانم

امروز روز جمهوری است
و پرچم های استقلال همه جا پیداست
رئیس جمهور خوشبخت است
در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می روند
تمام کلاه خودها مقدسند.

امروز روز جمهوری است
و من
مانند همیشه
به جستجوی کار برخاسته ام
سرمایی در تنم دارم
و زندگی واژه ای ست سخت
که سپیده های خسته ی برخاستنم را رنگ بخشیده است.
سال هاست
با دست های زخمی ام
زمین را می آزمایم
تا در پس هر غروب غمگین
عرق پشیانی ام تندیس فردا شود.

امروز روز جمهوری است
رئیس جمهور خوشبخت است
در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می روند.
من میان پرچم های در اهتزاز
گرسنگی را فریاد می زنم
من سرود ملی را بلد نیستم
سرود من، نوایی ست بی وطن
و قلبش با کودکان دورترین جغرافیاست.

امروز روز جمهوری است
در هیچ کارخانه و معدنی
کارفرمایی مدح نمی شود
چهره ی قهرمانی که دستور کشتار داده است
بر دیوار هیچ خانه ی سردی نیست.
من سرود ملی را بلد نیستم
من سرود ملی را نمی خوانم.

3مهر94

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

علی رسولی

علی رسولی

علی رسولی شاعر و فعال سیاسی یکی از محدود جوانانیست که با کمتر از ۲.۵ دهه از زندگی پا در مسیر ۵۷ ها گذاشته است و در مدت توانسته است ادبیاتی را ارائه دهد که حکایت از توانائی این شاعر فردا هم در سبک، تصویر و تاریخ جنبش کارگری می نماید.
شعرهای علی رسولی به دلیل سانسور و فشار موجود در رژیم اسلامی به صورت
پراکنده و در سایت های خارج از کشور منتشر شده است. در نهایت بعد از خروج از ایران توانست اولین دفتر شعرش را به اسم«جرقه» منتشر سازد.دو کتاب دیگر از این شاعر هم به نام های«ریگ» و «در ستایش واژه» در دست انتشار می باشند.

وبلاگ
آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *