شعر

سرزمین من

زمین چه سنگین می چرخد، زیر پایِ پایکوبانِ غرقه در خونِ آنکارا. لبخند چه عریان می میرد بر لبِ کودکان بی پناه کوبانی. نگاه چه سوگوار می بیند چشمانِ زیبایِ خفته، در پارک مادر، در سلیمانیِ. اعدام چه ساده می بلعد، رفیق من، مهاجرین افغانی. *** در دمشق کودکیم را کُشتند. در عراق دخترم را فروختند. در کردستان پدر پیر …

ادامه

چند شعر ☰ ترجمه: عبدالحسین فرزاد

(۱) به من بیاموز چگونه عطر به گل سرخش باز می گردد تا من به تو بازگردم مادر! به من بیاموز چگونه خاکستر، دوباره اخگر می شود و رودخانه، سرچشمه و آذرخش ها، ابر و چگونه برگ های پاییز دوباره به شاخه ها باز می گردد تا من به تو بازگردم مادر! … (۲) آنگاه که درباره ی تو می …

ادامه

علیە اعدام

میکشید به شنیع ترین شکل تا پیشگیری کنید از جنایت؟ خودتانرا مسخره کرده اید یا مارا؟ پس دلدادگان را، جرا میکشید؟ جنایتکارند آیا؟ یا تنها زندگیبخشان؟ دلدادگان زندگیبخش! آه؛ آری، اما نا مشروع! دلدادگان غیرقانونی!! زندگیبخشان غیرقانونی راستی جرا زندگیبخشان غیرقانونی را میکشید؟ |||| میکشید به شنیع ترین شکل تا پیشگیری کنید از جنایت؟ خودتانرا مسخره کرده اید یا مارا؟ …

ادامه

فروغ فرخزاد: شاعری که صدای انفجار را می شنيد

«مردم شعرم را نبايد به سرعت بخوانند. آنان بايد آنرا بچشند و بکوشند تا احساسش کنند». (فروغ فرخزاد) «من دنبال چيزی در درون خودم و در دنيای اطراف خودم هستم – در يک دوره مشخص که از لحاظ زندگی اجتماعی و فکری و آهنگ اين زندگی ، خصوصيات خودش را دارد. راز کار اين است که اين خصوصيات را درک …

ادامه

در ایستکاه قطاری که از نقشه فرو افتاد ☰ غسان کنفانی، محمود درویش

پس از ۱۹۴۸ در ادبیات فلسطین نهضت جدیدی پایه ریزی شد. شعر که عنصر اساسی این نهضت شمرده می شود، در سالهای اخیر به پیشرفت های قابل ملاحظه ای از لحاظ محتوی و تکنیک نایل آمده است. دوران کوتاه خاموشی پس از ۱۹۴۸ بیداری بزرگی به دنبال داشت و شعر ملی سرشار از شور ملی مردم، تحت تأثیر گرایش های …

ادامه

سرود ملی را نمی خوانم

امروز روز جمهوری است و پرچم های استقلال همه جا پیداست رئیس جمهور خوشبخت است در نگاهش تمام سربازهای دنیا رژه می روند تمام کلاه خودها مقدسند. امروز روز جمهوری است و من مانند همیشه به جستجوی کار برخاسته ام سرمایی در تنم دارم و زندگی واژه ای ست سخت که سپیده های خسته ی برخاستنم را رنگ بخشیده است. …

ادامه

شورشی در قرنطینه (تقدیم به شاهرخ زمانی ها) ☰ علی رسولی

آینه بود شکست یا واقعیت دروغ می گفت. چشم های تو بود که دیگر ننگریست یا جهان نابیناتر از ما بود. کشتزار سوخت یا دست های تو دیگر بخشنده نبود یا که گندم نان نشد. نان پختن نیازمند لبخندت بود. قدم ها اتمام یافتند یا کوچه قبای کوتاهی پوشید. یک خشم مانده در خاطره ات یک ستاره مانده در سنگرت …

ادامه

شعر ☰ علی رسولی

بگذار شعر پچ پچ ساده‌ی کودکان باشد به هنگام ترس از دیدن در بازی قایم باشک کوچه‌های گرسنه من پنهان شده‌ام قدم‌های نزدیک شدنت را می‌شمارم نگاهت بر پنهانی‌ام می‌افتد هر دو می‌دانیم تقصیر از دیوار است که نور در آغوشش جای نمی‌گیرد هردو کودکانی بزرگ هستیم اگر دیوار به قامت دنیا هم باشد باز لبخند ما در این مرزها …

ادامه

می توان ملکه را کشت ☰ علی رسولی

مورچه ها پس از ساعات ِ طولانی ِ کار به سوی خوابگاه ها رژه می روند باید هم نوعی بودنشان را به نگهبانان اعلام کنند نگهبانان خود نیز اطاعت می کنند درحالی که می توان ملکه را کشت. مورچه های ناآگاه یاد گرفته اند کار کنند مورچه های کشیش هم سکوت را مقدس می کنند در حالی که می توان …

ادامه

مردم متحد هرگز شکست نخواهد خورد ☰ ترجمه ی ترانه_سرود:امید دادار

مردم متحد هرگز شکست نخواهد خورد بر پاخیز و سرود بخوان،ما پیروز خواهیم شد. پرچم های اتحاد و همبستگی در حال پیشروی هستند. و تو در راهپیمایی به من خواهی پیوست و تو سرودت و پرچم هایی از شکوفه ات را خواهی دید. نور قرمز طلوع خورشید پیشتر،خبر از آمدن زندگی می دهد. بر پاخیز و مبارزه کن،چراکه مردم پیروز …

ادامه