ادبیات زندان

گفتگوي مارکس و باکونين درباره ي آنارشيسم ☰ نوشته : موريس کرانستون_ترجمه : محمد باي بوردي

مقدمه   در تاريخ سوم نوامبر 1864، کارل مارکس و ميخائيل باکونين براي آخرين بار در لندن ملاقات کردند . اين ملاقات و گفتگوهاي آن دو در منزل باکونين صورت گرفت . باکونين رهبر شناخته شده ي آشوبگرايان يا آنارشيست ها ي روسيه براي ديدار کوتاهي به لندن آمده بود و مارکس نيز در همين شهر به حالت تبعيد به …

ادامه

چرا بر نمی‌خیزی از گورت، تا آواز بخوانی؟ ☰ محسن عمادی

1- در نخستین سال‌های دهه‌ی شصت میلادی یک هنرپیشه‌ی انگلیسی در تئاتر سلطنتی شکسپیر در لندن، به جوانی بر می‌خورد خوش‌پوش و خندان. از او می‌پرسد: – از کجا می‌آیی؟- و وقتی می‌شنود: “شیلی”، شگفت‌زده می‌گوید: -چقدر متمدن به نظر می‌رسی! – جوان توضیح می‌دهد که مردم سرزمینش فی‌المثل هارولد پینتر را می‌شناسند و به زبان اسپانیایی کارهایش را اجرا …

ادامه

مثل یک زخم عمیق، با رد روشن خون

مثل یک زخم عمیق، با رد روشن خونوقتی مأمور زنی که کنارم نشسته بود گفت سرت را بچسبان به صندلی، داشتیم می‌پیچیدیم توی بزرگراه یادگار و مقصد معلوم بود. زیر چشمی می‌توانستم درختان حاشیه بزرگراه را ببینم و حس کنم که داریم از سربالایی اوین می‌رویم بالا. جلوی در چند سرباز و مأمور دویدند جلوی ماشین و با «حاجی» که …

ادامه

نبرد و وضعیت زنان زندانی سیاسی درسال ۶۷ ☰ یورش سراسری ونابودی بزگترین اپوزیسون داخل زندانها گزارشی از یک شاهد.

تاریخ دهه 60 می گوید،ما هنوز زنده ایم و با پتانسیل فعلی مان با سر کشی، گستاخی پرونده ناگشوده کشتار دهه 60 را باز گشوده،نگاه خواهیم داشت و در آزمون های تاریخ فریاد می زنیم اگر به مرز فراموش کردن برسیم ،مرزهای آزادی و رهایی و عشق به همنوع وارد خانه ها نخواهد شد و دوباره کشتار ها تکرار خواهد شد. …

ادامه

بند نسوان

«مرا در کدام گورستان به خاک خواهید سپرد؟ تمام گورستان های دنیا برای من کوچک است..» ۱ تابستان ۶۱ بود. فرزانه را اولین بار در بند نسوان شناختم، دختری زیبا، مبارزی مهربان، کمونیستی مقاوم. فرزانه، معنای واقعی یک انسان بود. زندان اصفهان تبعیدگاه دیگری برای من بود که زیبایی اردیبهشت را به رنگ دیوارهای زندان می‌کرد و تغییر فصل را …

ادامه

زندان گوهردشت نوروز ۱۳۶۶

“بهـــــاران خجســــته بــــاد” زندان گوهردشت، نوروز ۱۳۶۶ یخ آب می شود در روح من، در اندیشه هایم. بهار، حضور توست. بودنِ توست. شکنجه و کشتار سال های اول دهه ۶۰ با بازجوئی های متکی بر کابل و قپانی، محاکمه های چند ثانیه ای، تیر باران های دسته جمعی، و آن مصاحبه های نمایشی بعضی از رهبران گروه های سیاسی، با پاهای …

ادامه

يادنگاره های زندان

سودابه اردوان: شکنجه جنسی یک ابزار دیگری است برای خورد کردن زندانی. این چیزی نیست که مال الان باشد. از همان سال ۶۰ نگاهی که عمال جمهوری اسلامی و شکنجه گران بخصوص روی زن ها داشتند از این طریق همیشه فکر کردند که شکنجه بیشتری را می توانند اعمال کنند. یکی از متداول ترین چیزها این است که زندانیان سیاسی …

ادامه

یادمانده های کشتار تابستان ٦٧

خیلی ها را کشته اند، به خانواده ها ساک بچه هایشان را دادند، زندانیان زیادی شنیده اند که همسرانشان و یا برادرانشان اعدام شده اند، آنهائی که همسر و یا برادرانشان زندانی هستند هنوز نمی دانند آنها زنده اند یا نه؟ خبر می رسد که خانواده برخی از اعدام شدگان گوری دسته جمعی را یافته اند و نام گورستان را …

ادامه