ولفگانگ هیلده شایما

ولفگانگ هیلده شایما
هیلده شایما از مدرنیست هاست و درون مایه ی آثارش همانطور که از یک آلمانی مدرن انتظار می رود متاثر از فضای نئو مارکسیستی حاکم بر علوم انسانی آلمان. او همانقدر که در ایران نامی ناشناخته ست در ادبیات جهان نامی جنجالی ست . نمایشنامه هایش از داستان هایش نامی ترند اما هردو دستی بزن دارند واین یعنی مثل هر ادبیات قدرتمند دیگر وقتی توی دنیای خودت هستی و هیچ میل بیرون آمدن نداری چنان توی گوشت می زنند که نمی دانی از کدام طرف خورده ای.داستان های کوتاه هیلده شایما شبه کودکانه اند،بیشتر برای اینکه او در شکست ساختارهای پراپی شورانگیز است و خودش هم از این ماجرا پُر بی خبر نیست.

شاغول ☰ ترجمه ی : زهرا ما حوزی

یکی بود، یکی نبود . یه دهقان بود که از مال دنیا دو تا پسر داشت یکی شون زبر و زرنگ و تیز و بُز بود، صداش می کردن ” آقا بالا” . این جوون وقتی هم قد کشید و مردی شد واسه خودش به اسمش رفت و کارش بالا گرفت. تو همون دو وجب زمین پدری گندم کاشت و …

ادامه