سلیمان قاسمیانی

سلیمان قاسمیانی
سلیمان قاسمیانی شاعر و نویسنده کمونیست، در سال 1358 در سردشت، از شهرهای کردستان ایران بدنیا آمد. در جریان مبارزات علیه رژیم شاه، فعالانه شرکت کرد و به چهره ای محبوب تبدیل گشت. بعد از قدرت گیری جمهوری اسلامی به حزب کمونیست ایران پیوست و در سازمان کردستان حزب، یعنی کومه له به فعالیت پرداخت. سلیمان قاسمیانی خیلی سریع با اشعار و سرودهای انقلابیش در قلب مردم و همرزمانش جا باز کرد و جزو شخصیتهای محبوب کمونیست در کردستان شد. از سال 1363 سلمیان قاسمیانی در سوئد زندگی میکند و از فعالین سرشناس برابری طلب در آن کشور است و بزبان سوئدی در نشریات و روزنامه های مختلف قلم میزند. سلیمان از اعضای هیئت امنای اول کودکان و فعال حقوق کودکان در کشور سوئد است. در این رابطه سلیمان قاسمیانی چهره ای شناخته شده و معتبر در سوئد است. او همچنین سردبیر نشریه ماهانه اول کودکان به زبان سوئدی است.

دریا و آلان

دريا آب داد آب بر بستر خاك خزيد گندم صدقلو زاييد و درخت سيب پستانهايش را برای پرندگان رها كرد سيبها در بازار اما با چشمان نمناك سراغ مادرانی را ميگرفتند كه روياهايشان خواب رفته بود در وحشت هجوم تاريكی و التماس مداوم گرسنگی بر پستانهايشان. دريا نان داد ماهيها پروار بر قايقها پريدند افق را در چشمان همسايەهای بغل …

ادامه

توحش مذهبی و بربریت ملی

وحش نیروهای تروریستی اسلامی در سالهای اخیر در کشتار جمعی مردم بیدفاع، تجاوزات دهشتناک بە زنان و اجرای قوانین شریعە در مناطق تحت تسلطشان، نفرت افکار عمومی را درجهان برانگیختە است. در این میان ناسیونالیستهای گوناگون قومی هم فرصت را غنیمت شمردە و جان بر کف بە نفرت پراکنی قومی علیە اعراب دست زدەاند. مطلبی کە در ذیل میآید پاسخی …

ادامه

نگاهی بە اظهارات ناصر رزازی

مصاحبە ناصر رزازی خوانندە کرد، با تلویزیون کردی “روداو” در دوم ماە دسامبر٢٠١۴ عکس العملهای متفاوتی را در دنیای مجازی برانگیخت. گروهی بر مواضع ناسیونالیستی او تاختند و او را بە قلب واقعیات مبارزات تودەای و انقلابی در کردستان ایران متهم کردند؛ جمعی هم بە حمایت از مواضع او دست زدە و علیە کمونیزم و کمونیستها قلمفرسایی کردند. قبل از …

ادامه

کابوس‌

بر زخمهایم نمك بپاشید من دردی را باز تجربه میكنم كه سوزش‌ تیزش‌ تاریكترین كنج خانه‌ام را در نوردیده است! بر زخمهایم نمك بپاشید وقتی كه زن را در قامتی سیاه قنداق پیچیده‌اند و گیسوانش‌ را چون مار افسونگر بهشت خداوندی نفرین كرده‌اند و… به سوراخ سیاه مقنعه رانده‌اند. ناقوسها را بصدا در آورید و در عزای نیمی از پیكرم …

ادامه