سابیر هاکا

سابیر هاکا
همیشه دوست داشتم ساعت ها در ارتفاعی بالاتر از شهر بایستم و در انبوه ساختمان ها دنبال خانه ی کسی بگردم که دوستش دارم . . . برای همین کارگر شدم!

کارگری

کارگری شغل شرافتمندانەای است انسان نان بازوهایش را میخورد هرچند خیلی وقت ها گرسنە ماندەام دروغ و ناسزا شنیدەام بیکار بودەام اما هرگز حاضر نیستم در ساختمانی کار کنم کە قرار است روزی بر سر در آن بنویسند: “زندان مرکزی”

ادامه