پابلو نرودا

پابلو نرودا
پابلو نرودا (به اسپانیایی: Pablo Neruda) (زادهٔ ۱۲ ژوئیه ۱۹۰۴- در گذشتهٔ ۲۳ سپتامبر ۱۹۷۳) نام مستعار نویسندگی ریکاردو الیسر نفتالی ریس باسوآلت (به اسپانیایی: Ricardo Eliecer Neftalí Reyes Basoalto) دیپلمات، سناتور و شاعر نوگرای شیلیایی و برنده جایزه ادبیات نوبل بود. وی نام مستعار خود را از یان نرودا شاعر اهل چک انتخاب کرده بود.

مرگ تدریجی

به آرامی آغاز به مردن مي ‌كنی اگر سفر نكنی، اگر كتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نكنی. به آرامی آغاز به مردن مي ‌كنی زماني كه خودباوري را در خودت بكشی، وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند. به آرامي آغاز به مردن مي ‌كنی اگر بردهی عادات خود شوی، اگر هميشه از …

ادامه

دشمنان

آن­ها تفنگ­های پر از باروت را آوردند آنان دستوراین کشتار وحشیانه را صادر کردند آن­ها این جا با خلقی مواجه شدند گرد آمده به حکم عشق و وظیفه که سرودی می­خواندند. دخترک با پرچمش فرو افتاد و پسر، خندان، زخمی، در کنارش مردم وحشت­زده، با درد و خشم دیدند آنان را که بر خاک می­افتادند و همان جا که کشتگان …

ادامه

طفلکی‌ها 

چه چیزی لازم است تا در این سیاره بتوان در آرامش با یکدیگر عشق بازی کرد؟ هر کسی زیر ملافه هایت را میگردد هر کسی در عشق تو دخالت می کند چیزهای وحشتناکی می گویند در باره ی مرد و زنی که بعد از آن همه با هم گردیدن همه جور عذاب وجدان به کاری شگفت دست می زنند با …

ادامه

سئوال

راستی الان هیتلر توی جهنم با کدام کار اجباری خونابه عرق می کند؟ آیا دیوارها را لمس می کند یا لاشه ها را؟ آیا او کشته هایش را از بوی گاز بازمی شناسد؟ آیا او برای صرف غذا، خاکستر دریافت می کند خاکستر آن همه کودک سوخته؟ یا این که دندان های طلا در دهان او می کوبند دندان های …

ادامه

مرگ تدریجی

به آرامی آغاز به مردن مي ‌كنی اگر سفر نكنی، اگر كتابی نخوانی، اگر به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نكنی. به آرامی آغاز به مردن مي ‌كنی زماني كه خودباوري را در خودت بكشی، وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند. به آرامي آغاز به مردن مي ‌كنی اگر بردهی عادات خود شوی، اگر هميشه از …

ادامه

دشمنان

آن­ها تفنگ­های پر از باروت را آوردند آنان دستوراین کشتار وحشیانه را صادر کردند آن­ها این جا با خلقی مواجه شدند گرد آمده به حکم عشق و وظیفه که سرودی می­خواندند. دخترک با پرچمش فرو افتاد و پسر، خندان، زخمی، در کنارش مردم وحشت­زده، با درد و خشم دیدند آنان را که بر خاک می­افتادند و همان جا که کشتگان …

ادامه