تریبون چپ

تریبون چپ
سیاسی - ادبی - اجتماعی

بی دلیل

بی دلیل به هزار دلیل دوستت دارم آخرینش میتواند کیف کوچک ­ات باشد بازشده در جوی آب یا وقتی که گرفته بودی پیشانی ات را لبخند میزدی آخرینش میتواند اولین بوسه مان باشد در آسانسور دانشگاه یا همین تخمه شکستن یواشکی توی سینما به هزار دلیل دوستت دارم آخرینش میتواند دستهایت باشد روی صورت من تا خدا و ابلیس اشک‌هایم …

ادامه

جوهیل،سازمان دهنده و فعال کارگری امریکا

مقاله و برگردان اشعار: شاهین شعبانیان او بگفتم “ایده را نتوان بکُشتن با تفنگ و با عذاب” جوهیل، شاعر،ترانه سرا، نوازندۀ گیتارو ویلون، نقاش، ……….سازمانده و فعال طبقۀ کارگر امریکا بود که بصورت یک زندانی سیاسی زندگی اش به پایان رسید ولی اثار خدمات او در جنبش کارگری و بخصوص در ادبیات این جنبش کماکان پا برجاست. او در سال …

ادامه

سرود کارگر

سرود کارگر: سیروان قادری آهنگ، تنظیم، میکس و مسترینگ: آوات افروزی سرود: سلیمان قاسمیانی ویدئو: علیرضا رشیدی ضبط: “ان جی‌ رکوردینگ استودیو” با سپاس فراوان از اسپانسورهای پخش سرود: تلویزیون کانال جدید، تلویزیون کومله و تلویزیون پرتو Sorood e Karegar Sirwan Ghaderi Music & Arrangement: Awat Afroozi Lyrics: Soleyman Ghasemiani Video: Alireza Rashidi Sponsored by : Komale TV, Kanal e …

ادامه

گیاهی در قرنطینه

از:بیژن نجدی دکتر کف دستش را از پیشانی طاهر برداشت و گفت: این سرخک نیست. میرآقا گفت پس چیه؟ -پسوریازیس. -یعنی چی؟ -داء الصدف. -میرآقا باز هم گفت:یعنی چی؟ -کهیره… یه جور مرضه، مرض ترس… -ترسیده؟ طاهر من؟ از چی؟ -نمی دونم، همه ما می ترسیم، مگه تو نمی ترسی؟ -اگر طاهر یه طوری بشه… آره… می ترسم. -ببین میرآقا، …

ادامه

ستم جنسی

موقعیت زنان و حدود ستم جنسی از بهترین نمودارها و گویاترین معیارها برای ارزیابی شرایط حاکم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. رسیدن به یک تحلیل فراگیر و واقعی و تبیین راهبردی انضمامی و عملی، لزوم واکاوی نظریات مختلف، بازگشت به ژرفای تاریخ و بررسی شرایط و مناسبات مستقر کنونی را می¬طلبد. 1ـ انکشاف ستم جنسی: نظریاتی که تاکنون در این …

ادامه

به زبان خودت خواندم

گفتی بخوان و من خواندم و من به زبان خودت خواندم به زبان دریای ریخته درون چشمان مادرم به زبان کوه آوار روی شانه های پدرم به زبان آسمان خراب شده در نگاه خواهرم به هر زبانی که گفتی خواندم به زبان گلوله های تنم خواندم گفتی بخوان ومن خواندم فراموش کردی به آن شیطان هم بگویی بخواند او نخواند …

ادامه

سرخپوستی در آستارا

_نمی شنوم چی میگی؟ _می گم یه سرخپوست اینجاس. _یه سرخپوست؟اونم توی آستارا؟ سرم پر شد از جیغ و ویغ روی اسب.صورتهایی پز از رنگ و دود آلاچیقهای سوخته. _بیا ببینم چی می گی. و پنجره را بستم. حالا باران،خودش را به شیشه می زد. روزنامه ها را به خاطر مرتضی از روی صندلی برداشتم.در که زد.در را باز کردم …

ادامه