ایرج جنتی عطائی

ایرج جنتی عطائی
در ۱۹ دیماه ۱۳۲۵ در شهر مشهد زاده شد. همکاری وی با بابک بیات آهنگساز و داریوش اقبالی خواننده، منجر به خلق ترانه‌هایی مهم با درون‌مایه‌های سیاسی، اجتماعی، و عاشقانه شد که در تاریخ موسیقی پاپ ایرانی به دوران طلایی مشهور است.

یک رویای خصوصی

ترانه‌ای از ایرج جنتی عطایی با اجرای گل‌شیفته فراهانی در نمایش یک رؤیای خصوصی از این خاموش ِ ضد رنگ یه تابلو رو به فردا باش من اون آواز ممنوع‌ام، منُ نقاشی کن نقاش ببین خورشید خاموما رُ رو دیوارای خط‌ خورده که نیمه‌کاره جا مونده‌ن، قرق رنگاشونُ برده ببین رنگین‌کمون بازم سیاه‌پوش ِ یه بارونه یه ارکیده تو رؤیای …

ادامه

دریائی

کمکم کن ، کمکم کن نذار اینجا بمونم تا بپوسم کمکم کن ، کمکم کن نذار اینجا لب مرگ رو ببوسم کمکم کن ، کمکم کن عشق نفرینی بی پروایی می خواد ماهی چشمه ی کهنه هوای تازه ی دریایی می خواد دل من دریاییه چشمه زندونه برام چکه چکه های آب مرثیه خونه برام تو رگام به جای خون …

ادامه

حکومت نظامی

بگذار سربازان بچه ها را – تیرباران کنند که هر فرمانِ “آتش” اعتراف به – حضورِ ظلمت است . *** در هر دو سمتِ خیابان این سبزهایِ زردِ صف در صف خشکیده در سایه سارِ تانک ها – این درختانِ بی برِ پر برگ – با هر شلیک – باری – زوال خویش را اعلام می کنند . *** در …

ادامه

مرا به خانه‌ام ببر

شب آشیان شب زده! چکاوک شکسته پر! رسیده‌ام به ناکجا! مرا به خانه‌ام ببر ! کسی به یاد عشق نیست ! کسی به فکر ما شدن! از آن تبار خود شکن، تو مانده‌یی و بغض من ! از این چراغ مردگی! از این بر اب سوختن! از این پرنده کشتن و از این قفس فروختن! چگونه گریه سرکنم ؟! که …

ادامه

تو خوابِ يه ستاره

  اگه بخوام آينده رو دوباره نقاشی کنم بايد تورو، تو خوابِ يه ستاره نقاشی کنم تورو که از حنجره یِ پيرِهراسِ آينه ها اين جلوه ی تاريخی و تلخِ سکوتو می شکنی تورو که تو هجومِ مرگالودِ خونه گی شدن شعارِ انسان و جهان و عشقو نعره می زنی. اگه بخوام آينده رو دوباره نقاشی کنم بايد تورو تو …

ادامه

قارنا

کوه از کدامین نعره می بارد ؟ – که راه ماه – از کاریز تا کلبه بر شانه های زخمی سنگ است بر شاخه های ترد کدام اختر رگبار کور دشنه می آید فرود آنک ؟ – که میدانچه – غریق ِ خون گلبرگ ِ غزل های شبانگاهی ست؟ بر رودِ نعشِ ماهیان ِ سبز ، از استخوانِ کیست این …

ادامه

با لباس شخصی‌ها

تو به خود نگاه میکنی آینه سیاه میکنی پرده رو ترانه میکشی پنجره تباه میکنی من، ستاره آه میکشم دست روی ماه میکشم نوازش نسیم میکنم روی شب نگاه میکشم میٰعادگاه ما انسان و ابادی تاریخ آینده میدان آزادی! تو با گلوله و من با گل تو با شلیک و من با آواز تو زردِ نفرت، کبودِ کین من سرخِ …

ادامه

جنگل

پُشتِ سر، پُشتِ سر، پُشتِ سر جهنمه روبرو، روبرو قتلگاهِ آدمه. روح جنگلِ سیاه، با دستِ شاخه‌هاش داره، روحم‌و از من می‌گیره تا یه لحظه می‌مونم جغدا تو گوشِ هم می‌گن: «پلنگِ زخمی، می‌میره» راهِ رفتن دیگه نیست حجله‌ی پوسیدنِ من جنگل پیره! قلبِ ماهِ سر به زیر به دار شاخه‌ها اسیر ـ غروبش‌و من می‌بینم ـ ترس رفتن تو …

ادامه