ارنستو چگوارا

ارنستو چگوارا
ارنستو رافائل گوارا دلاسرنا (به اسپانیایی: Ernesto Rafael Guevara de la serna) (زادهٔ ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸، روساریو، استان سانتا فه - درگذشته ۹ اکتبر ۱۹۶۷) که بیش‌تر به‌نام چه‌گوارا یا ال‌چه شناخته می‌شود، پزشک، چریک، سیاست‌مدار و انقلابی مارکسیست زادهٔ آرژانتین است.

و اينگونه بود « چه گوارا» ☰ نوشته احمد بن بلا__برگردان: آناهيتا آذربال

نوشته احمد بن بلا رهبر تاريخي جبهه رهائي بخش ملي(FLN)الجزاير ،اولين رئيس جمهور الجزاير مستقل(١٩٦٢) که توسط سرهنگ هواري بومدين(Houari Boumédiène) در ژوئن ١٩٦٥ سرنگون شد. رئيس جنبش براي دموکراسي در الجزاير(MDA). در روز نه اکتبر ١٩٦٧،« ارنستو چه گوارا »که از شب قبلدر اتاقکي در مدرسه « لا ایگه را» (La Higuera) در بوليوي زنداني شده بود، به قتل …

ادامه

خاطرات چگوارا _ بولیوی ☰ ترجمه: جمشید نوایی

تحلیل(اقدامات و شرائط) ماه نوامبر 1966 همه چیز به خوبی برگزار شد: ورود من بدون حادثه بود. نیمی از افراد نیز بدون مزاحمت وارد شدند. اگر چه کمی تأخیر داشتند. همدستان ریکادو (Ricardo) خواهند جنگید تا چه پیش آید. دورنما در این منطقه‌ی دورافتاده که همه چیز در آن این طور به نظر می‏رسد که بتوانیم مادامی که ضروری می‏دانیم …

ادامه

انسان و سوسیالیسم در کوبا ☰ چگوارا

انسان و سوسیالیسم در کوبا در اصل نامه‌ای است از چه گوارا به «کارلوس کی هانو» سردبیر «مارچا». این هفته‌نامه در «مونته‌ویدئو» پایتخت اروگوئه منتشر می‌شد. این مقاله نخستین بار در شماره‌ی ۱۲ مارس ۱۹۶۵ به چاپ رسید.    

ادامه

کلمات نجات

می توانستم شاعری باشم ولگردِ قمارخانه های بوینس آیرس … مَحفِل نشینِ خواب و زن و امضاء وُ اعتیاد. نوحه سرایِ گذشته های مُرده گذشته های دور گذشته های گیج. اما تا کی… ؟ از امروز گفتن وُ برای مردم سرودن دشوار است، و ما می خواهیم از امروز و از اندوهِ آدمی بگوییم و غفلتی عظیم که آزادی را …

ادامه

چگوارا_مصاحبه با روزنامه نگار چینی

  سئوال: آیا می‌توانید به ما بگوئید کوبا چگونه پیروزی انقلابی خود را کسب کرد؟ جواب: البته! اجازه بدهید از زمانی شروع کنیم که من در مکزیک به جنبش 26 ژوئیه پیوستم. قبل از سفر خطرناک به وسیله‌ی “گرانما” به کوبا، نظرات افراد این سازمان درباره‌ی جامعه بسیار تفاوت داشتند. به یاد دارم که در یکی از بحث‌های بسیار مهم …

ادامه

تا ابدیت فرمانده

آموخته‌ایم به تو عشق بورزیم بر قله‌های تاریخ تو با خورشیدی از شجاعت در بستر مرگ آرمیده‌ای حضور عمیق تو اکنون واضح تر شده است فرمانده چه گوارا دستان پیروزمند و توانای تو بر تاریخ آتش زد زمانی که همه سانتاکلارا برای دیدن تو از خواب برمی خاست تو آمدی تا باد را با آفتاب بهاری آتش بزنی تا با …

ادامه

کلمات نجات

می توانستم شاعری باشم ولگردِ قمارخانه های بوینس آیرس … مَحفِل نشینِ خواب و زن و امضاء وُ اعتیاد. نوحه سرایِ گذشته های مُرده گذشته های دور گذشته های گیج. اما تا کی… ؟ از امروز گفتن وُ برای مردم سرودن دشوار است، و ما می خواهیم از امروز و از اندوهِ آدمی بگوییم و غفلتی عظیم که آزادی را …

ادامه