سپیده ی سرخ گون ☰ علی رسولی

چکاوکم خواب است.
از کشتزار
زنانِ سفید پوش
ترانه ی گندم می خوانند.
اگر می دانستند
فردا
سربازها و ژنرال ها
گندم ها را کشتار می کنند.
در دستی خوشه
و در دستی دیگر اسلحه داشتند.

و
اگر کودکان می دانستند
بر آسمان این کوچه
جت ها خواهند گذشت
و هیاهو و بوسه را نشانه می روند.
چنین بی تابانه
بادبادک هایشان را رها نمی کردند.

اگر تو می دانستی
پسِ هر بار خاموشی ات
این مرزها و خون ها نام میهن می گیرند
و انسان فراموش می شود
هرگز غیاب نمی کردی.
ای کاش می دانستم
کدام لبان خونین
در کدام سپیده ی سرخ گون
نام تو را «آزادی» گذاشت.

ای عشق
اگر ماه می دانست
چشم ها کاری کرده اند
که ما از نگاه می ترسیم
هیچوقت بر این پنجره نمی نشست.
بوسه هایت را بر لبانم پچ پچ کن.

 

http://www.alirasoli.com

http://www.facebook.com/ali1917

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

علی رسولی

علی رسولی

علی رسولی شاعر و فعال سیاسی یکی از محدود جوانانیست که با کمتر از ۲.۵ دهه از زندگی پا در مسیر ۵۷ ها گذاشته است و در مدت توانسته است ادبیاتی را ارائه دهد که حکایت از توانائی این شاعر فردا هم در سبک، تصویر و تاریخ جنبش کارگری می نماید.
شعرهای علی رسولی به دلیل سانسور و فشار موجود در رژیم اسلامی به صورت
پراکنده و در سایت های خارج از کشور منتشر شده است. در نهایت بعد از خروج از ایران توانست اولین دفتر شعرش را به اسم«جرقه» منتشر سازد.دو کتاب دیگر از این شاعر هم به نام های«ریگ» و «در ستایش واژه» در دست انتشار می باشند.

وبلاگ
آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *