ریتا و تفنگ

میانِ ریتا و چشمانم… تفنگی ست.
و آنکه ریتا را میشناسد، خم می شود
و برای خدایی که در آن چشمان عسلی ست
نماز میگذارد!…
و من ریتا را بوسیدم
آنگاه که کوچک بود
و به یاد می آورم که چه سان به من درآویخت.
و بازویم را، زیباترین بافته ی گیسو فرو پوشاند.
و من ریتا را به یاد می آورم
به همان سان که گنجشکی برکه ی خود را به یاد می آورد
آه… ریتا
میان ما یک میلیون گنجشک و تصویر است
و وعده های فراوانی
که تفنگی… به رویشان آتش گشود..
نام ریتا در دهانم عید بود
تن ریتا در خونم عروسی بود.
و من در راه ریتا… دو سال گم شدم
و او دو سال بر دستم خفت
و بر زیباترین پیمانه ای پیمان بستیم، و آتش گرفتیم
و در شراب لبها
و دوباره زاده شدیم
آه…ریتا
چه چیز دیده ام را از چشمانت برگرداند
جز دو خواب خفیف و ابرهایی عسلی
بود آنچه بود
ای سکوت شامگاه
ماه من در آن بامداد دور هجرت گزید
در چشمان عسلی
و شهر
همه ی آوازخوانان را و ریتا را برفت.
میان ریتا و چشمانم تفنگی است …

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

محمود درویش

محمود درویش

محمود درویش (زادهٔ ۱۳ مارس ۱۹۴۱ - ۹ اوت ۲۰۰۸) شاعر و نویسنده فلسطینی بود.

او بیش از سی دفتر شعر منتشر کرد و شعرهای او که بیشتر به مساله فلسطین مربوط می‌شد در بین خوانندگان عرب و غیر عرب شهرت و محبوبیت داشت. برخی از شعرهای او به فارسی ترجمه و منتشر شده است. او مدتی عضو سازمان آزادیبخش فلسطین بود و در ۱۹۹۹ در اعتراض به پذیرش توافق‌های اسلو از این سازمان استعفا داد.
درویش از "تشکیل دولتی مستقل در کنار کشور اسرائیل" دفاع می‌کرد. او میهن‌پرستی بود که با گرایش‌های افراطی، شامل یهودی‌ستیزی، مخالف بود. به فرهنگ و ادب اسرائیل احترام می‌گذاشت. آثار او پیوسته در اسرائیل منتشر می‌شد. خود او به خوبی به زبان عبری حرف می‌زد و در میان یهودیان اسرائیل دوستان بی شمار داشت.

آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *