کار ☰ علی رسولی

با دست‌هایم کار را نقاشی می‌کنم

کار می‌کنم، کار و کار

با پا‌هایم استوارم

و با قلبم خطر را لمس می‌کنم

کار می‌کنم

هر روز

هر ساعت کار.

از روزی که فهمیدم گرسنگی چیست

از روزی که خورشید پیشانی‌ام را محکم کرد

از روزی که انسان حاکم زمین شد، من

کار کرده‌ام

شکوفایی یافته‌ام

و طبیعت رام اراده‌ام گشته است

تمام اقیانوس‌ها را به زانو کشیده‌ام

و لنگر‌هایم دور‌ترین کرانه‌ها را یافته‌اند.

و خدایان زمین

هر روز

هر ساعت

خون بازوانم را می‌گیرند

مطیعم می‌سازند

پلیس و قدیسان را مامور می‌کنند

که باید ساکت باشم

زانو بزنم و کار کنم

کار، کار و کار

هر روز کار

هرساعت کار

زیرا پاداش من در آسمان هاست

در دنیای خیالی

دنیای بی‌داربست‌ها و مرگ‌ها.

و خدایان زمین

دست در دست آسمان‌ها

هر روز برای بردگی‌ام قانون می‌گذارند

و من هر روز

میان چرخ‌های کار ذوب می‌شوم

تا دنیای رنگین اشان رنگین‌تر گردد.

و من می‌توانم بیاندیشم

می‌توانم ریل‌ها را متوقف سازم

امید آسمان‌ها را‌‌ رها کنم

زمین سفت باورم شود

می‌توانم با دست‌های پولادینم

دنیای بردگی را به زیر کشم

ویران کنم جهنم واقعی را

می‌توانم از مسلسل‌ها نترسم

پاره کنم زنجیر سکوت‌ام را

ترانه‌ ی روزی را بخوانم که کار شادی ست

تفنگ‌ها و کشتن‌ها خاموشند

و کسی میان چرخ‌های کار نخواهد مرد

روزی که انسان یار است

روزی که مرز‌ها و دیوار‌ها تنها افسانه‌اند.

من می‌توانم بیاندیشم.

«5/6/92»

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

علی رسولی

علی رسولی

علی رسولی شاعر و فعال سیاسی یکی از محدود جوانانیست که با کمتر از ۲.۵ دهه از زندگی پا در مسیر ۵۷ ها گذاشته است و در مدت توانسته است ادبیاتی را ارائه دهد که حکایت از توانائی این شاعر فردا هم در سبک، تصویر و تاریخ جنبش کارگری می نماید.
شعرهای علی رسولی به دلیل سانسور و فشار موجود در رژیم اسلامی به صورت
پراکنده و در سایت های خارج از کشور منتشر شده است. در نهایت بعد از خروج از ایران توانست اولین دفتر شعرش را به اسم«جرقه» منتشر سازد.دو کتاب دیگر از این شاعر هم به نام های«ریگ» و «در ستایش واژه» در دست انتشار می باشند.

وبلاگ
آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *