چه کسی مسئول بحران پناهندگی اروپا است؟

تصاویر دلخراش یک پسربچۀ سه سالۀ سوری که با امواج آب به ساحلی در ترکیه رسیده و با صورت روی شن های ساحل آرام گرفته بود، و سپس تصاویر امدادگری که پیکر بی جان او را در آغوش داشت، موجب شد که مردم سرتاسر جهان بحران وخیمی را که در مرزهای اروپا رخ نشان می دهد، لمس کنند.
خانوادۀ این کودک به نام «إیلان کردی»، اهل کوبانی بودند، که همراه با صدها هزار نفر دیگر از کشور می گریختند. محاصرۀ طولانی مدت شهر به دست داعش و کارزار بمباران های شدید امریکا، از این شهر شمال سوریه تنها ویرانه ای بر جای گذاشته است، تمام خانه ها و زیرساخت های آب، برق، بهداشت و درمان ویران شده است. این پسربچه یکی از ۱۲ نفری بود که در تلاش برای رسیدن به یونان غرق شده بودند، از جمله مادر و برادر پنج ساله اش. پدر پریشان حال او، تنها عضو باقی ماندۀ خانواده، گفت که می خواهد با اجساد آن ها به سوریه بازگردد، به بستگانش گفت که تنها امیدوار است بمیرد و در کنار آن ها دفن شود.
بابت این مرگ و میرها، که تنها نمونه ای از هزاران نفر دیگری است که در تلاش برای عبور از دریای مدیترانه جان باخته اند یا در کامیون های پرازدحام و بیش از حد داغ دچار خفگی شده اند، می توان انگشت اتهام را به سوی بسیارانی نشانه رفت.
حکومت حزب محافظه کار کانادا، درخواست عمۀ این پسر بچه را که در «بریتیش کلمبیا» زندگی می کند برای اعطای پناهجویی به خانوادۀ إیلان نادیده گرفت.
کشورهای اتحادیۀ اروپا در مواجهه با موج صعود پناهندگی، با توقیف و بازداشت، حصارکشی، برپا کردن اردوگاه های پناهندگی و اعزام پلیس ضدّ شورش پاسخ داده اند؛ همگی این ها تلاشی است برای ایجاد «دژ اروپا» که خانواده های درمانده ای مانند خانوادۀ إیلان را در پشت درها نگاه می دارد و هزاران هزاران نفر را به مرگ محکوم می کند.
اما امریکا چه طور؟ سیاستمداران و رسانه های امریکا عامدانه در مورد نقش محوری واشنگتن در ایجاد این تراژدی در مرزهای اروپا سکوت اختیار می کنند.
به عنوان مثال «واشنگتن پست» اوایل این هفته در سرمقاله ای اعلام کرد «نمی توان از اروپا انتظار داشت که خودش مشکلی را که از افغانستان، سودان، لیبی و مهم­تر از همه سوریه سرچشمه می گیرد، حل کند». «نیویورک تایمز» در نوشته ای مشابه گفت: «ریشه های این فاجعه در بحران هایی نهفته است که اروپا نمی تواند به تنهایی حل کند: جنگ در سوریه و عراق، هرج و مرج در لیبی…»
اما «ریشه» های بحران این کشورها که منجر به این «فاجعه» شده است، چیست؟ پاسخ به این پرسش، تنها با سکوت یک مجرم رو به رو بوده است.
هرگونه ملاحظۀ جدی نسبت به آن چه که در پس این موج صعود پناهندگی به اروپا قرار دارد، به این نتیجۀ گریزناپذیر می انجامد که این وضعیت نه تنها یک تراژدی، که یک جنایت است. به طور دقیق تر، این محصول جانبی سیاست جنایتکارانۀ تجاوزات جنگی و مداخلات برای تغییر رژیم است که امپریالیسم امریکا، با کمک و همدستی متحدین اروپایی غربی خود بی وقفه دنبال کرده است.
با انحلال اتحاد شوروی در سال ۱۹۹۱، طبقۀ حاکم امریکا به این نتیجه رسید که آزاد است از توان نظامی بی رقیب خود به عنوان ابزاری برای جبران انحطاط اقتصادی بلندمدت سرمایه داری امریکا بهره برداری کند. واشنگتن با استفاده از تجاوزات نظامی، استراتژی اعمال هژمونی خود بر بازارها و منابع کلیدی مواد خام را که در وهلۀ نخست از مناطق غنی انرژی خاورمیانه و آسیای مرکزی شروع می شود، آغاز نمود.
این استراتژی، به شکل زمختی در شعاری جمع بندی شده بود که روزنامۀ «وال استریت ژورنال» به دنبال نخستین جنگ علیه عراق در سال ۱۹۹۱ مطرح کرد: «زور جواب می دهد».
آن چه جهان در موج امروزی تقلای پناهندگان درمانده برای رسیدن به اروپا شاهد است، پیامدهای این سیاست است که در کل دورۀ گذشته دنبال شده.
چندین دهه جنگ در افغانستان و عراق، که به بهانۀ «جنگ علیه تروریسم» آغاز و با دروغ هایی دربارۀ «سلاح های کشتار جمعی» عراق توجیه شد، تنها به ویرانی کل جوامع و کشتار صدها هزار مرد و زن و کودک انجامید.
به دنبال این دخالت ها، جنگ به رهبری امریکا-ناتو برای تغییر رژیم از راه رسید که منجر به سقوط حکومت معمر قذافی شد و لیبی را به یک اصطلاحاً وضعیت ورشکسته مبدل کرد که با درگیرهای مداوم میان گروه های شبه نظامی رقیب ازهم پاشیده. سپس نوبت به جنگ داخلی سوریه رسید که از سوی امپریالیسم امریکا و متحدین آن با هدف سرنگونی بشار اسد و روی کار آوردن یک دست­نشاندۀ حرف­شنوتر غرب در دمشق، تشویق، تسلیح و تأمین مالی شد.
مداخلات غارتگرانه در لیبی و سوریه، با اسم رمز «حقوق بشر» و «دمکراسی»، توجیه و بر این اساس از حمایت طیف وسیعی از سازمان های چپ­نمایی که نمایندۀ اقشار ممتاز طبقۀ متوسط هستند، برخودار شدند: «حزب چپ» آلمان، «حزب ضدّ سرمایه داری نوین» فرانسه، «سازمان سوسیالیستی بین المللی» امریکا و سایرین. برخی تا جایی پیش رفتند که از اقدامات شبه نظامیان اسلامیِ مورد حمایت مالی و تسلیحاتی سازمان اطلاعاتی «سیا»، زیر عنوان «انقلاب ها» استقبال کردند.
وضعیت کنونی و فشار غیرقابل تحمل مرگ و ویرانی که صدها هزار تن را به ترک نومیدانه و مرگ­بار کشورهایشان می کشاند، نقطۀ تلاقی تمامی این جنایات امپریالیسم است. ظهور داعش و جنگ های فرقه ای خونین کنونی در عراق و سوریه، محصول نابودی عراق به دست امریکا است که سپس همراه شد با پشتیبانی سیا و متحدین منطقه ای امپریالیسم امریکا از داعش و گروه های شبه نظامی اسلامگرای داخل سوریه.
هیچ کسی پاسخگوی این جنایات نبوده است. بوش، چنی، رامسفلد، رایس، پاول و سایرین در حکومت های قبلی امریکا که متکی بر دروغ به جنگ های تجاوزکارانه در عراق دامن زدند، تمام و کمال معاف از مجازات هستند. کسانی که در حکومت فعلی امریکا حضور دراند- از اوباما به پایین- باید پاسخگوی فجایعی باشند که در لیبی و سوریه به بار آورده اند. شرکای جرم آن ها بسیارند، از کنگرۀ امریکا که در حکم مهر تأیید سیاست های جنگی بوده است تا رسانه هایی که بر اساس دروغ جنگ ها را به مردم امریکا حقنه کرده اند، و چپ نمایانی که که برای امپریالیسم امریکا و «مداخلات بشردوستانه» اش نقش مقرقی قائل شده اند.
این ها همگی مسئول آن چیزی هستند که در مرزهای اروپا شاهد هستیم، چیزی که بیش از یک تراژدی است، و در عوض جزئی یک جنایت جنگی طولانی و مداوم است.
۴ سپتامبر ۲۰۱۵
http://www.wsws.org/en/articles/2015/09/04/pers-s04.html

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

یک کامنت

  1. ممنون بیل، نوشته ات بسیار خوب و حق مطلب را رسانده اید، خواندن این مقاله توصیه میشود .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *