نئوليبراليسم، تشديد فقر و استثماركودكان

نئوليبراليسم، تشديد فقر و استثماركودكان
شروين رها
درست مثل خيلى از بچه ها
آموختم از كودكى عرق ريختن را
نه شناختم مدرسه را
نه مفهوم بازى كردن را
ازچشم من ربودند خواب را
در سپيده دم صبحها
با كار بزرگ شدم
درست همچون پدرم .
ویکتور خارا(١)
در سال ١٩٨٩ كنوانسيون” حقوق كودك” سازمان ملل به امضاى ١٣٠ كشور رسيد،در ١٢ ژوئن ٢٠٠٢ اولين جلسه آن برگزاروتحت عنوان” روز جهانى منع كار كودكان” نامگذارى شد.درماه ژوئن امسا ل اخبار و گزارشاتى به اين امراختصاص یافت وآماروارقامىاز تعداد كودكان كاردرسراسر جهان منتشرشد .آنچه در زير ميايد كوششى است در نشان دادن علت استثمار كودكان که آگاهانه ازطرف کنوانسیون مذكور پرده پوشی میشود. بررسى اينكه كنوانسيون 1989 در پاسخ به چه اوضاع و احوال سياسى شكل گرفته از عهده اين نوشته خارج است فقط ذكراين نكته ضروری است كه سياست بين المللى سازمان ملل در طى دو دهه گذشته تحت عنوان نظم نوين جهانى ، بر بستر اقتصاد بازار آزاد استوار بوده است و چهارچوب كنوانسيون” حقوق كودك “هم ازآن مبرا نيست .
كودكان قربانى نظام سرمايه دارى اند ! نه تنها مسائل و مشكلات عديده كودكان تاريخا به مثابه يك گروه اجتماعى وسيع نسبت به مناسبات پيشا سرمايه دارى هنوز لاينحل باقى مانده است ، بلكه حتى به عنوان يك معضل عمده اجتماعى در نظام سرمايه دارى رو به افزايش نهاده و اشكال متنوعى به خود گرفته است . فقر و اجبار كودكان به كار كردن براى زنده ماندن ، يكى از اين اشكال است كه همچون ساير پديده هاى اجتماعى امروزه با اتخاذ سياست جدیدجهانی نيزدرابعاد بين المللى تشدید شده است .
با فرا رسيدن ١٢ ژوئن امسال، سايت اينترنتى صداى آلمان (DeutscheWelle) گزارشى به آن اختصاص داد تحت عنوان « كار كودكان : در آمدى سرشار با حقوق ناچيز » كه در قسمتهايى از آن چنين آمده است : « چندى پيش يونيسف (٢) در لندن گزارشى را منتشر كرد و در آن قيد كرد كه در سراسر جهان از هر دو كودك يكى مجبور به كار اجبارى است ، تحت فشار است و تن فروشى ميكند ، ٣٥٢ ميليون كودك و نوجوان در سنين ٥ تا ١٧ سال كار ميكنند . ١٨٠ ميليون نفر به كارهاى طاقت فرسا مشغولند . سازمان جهانى كار (٣) شمار كودكان ٥ تا ١٧ ساله اى را كه در سراسر جهان در معادن و سنگبرى ها كار ميكنند دست كم يك ميليون نفر ارزيابى ميكند» . همين گزارش مى افزايد :« ديويد بال ، رئيس بخش اجرايى يونيسف در انگلستان اعلام ميكندكه يك ميليارد كودك در سراسر جهان در تنگدستى و فقر به سر ميبرند و به نطر نميرسد كه در سالهاى آينده هم وضعيت آنها بهبود يابد . ديويد بال با استناد به آمار ميگويد تا سال 2013 فقط نيمى از كودكان درافريقااين امكان را خواهند يافت تا مدرسه ابتدايى را به پايان برسانند .»
از طرفی هر چند آمار دقيقى از ميزان كار كودكان زير 15 سال در سراسرجهان موجود نيست ولىطبق گزارش Uwe Pollmann (٤) آمار سازمان جهانى كار، تعداد اين كودكان را در دهه ٧٠ تا ٧٥ ميليون ، دهه ٩٠ به ميزان ٢٠٠ ميليون وآغاز قرن ٢١ به تعداد ٣٧٥ ميليون نفر نشان ميدهد . قبل از هر گونه اظهار نظر راجع به اين ميزان افزايش و علل آن ، بد نیست به نمونه هايى از شرايط و چگونگى به كار گماردن كودكان در كشورهاى مختلف ( که جزء امضاکننده گان کنوانسیون سازمان ملل نیز هستند) نگاهى گذرا بياندازيم.اين مثالهاى زنده را Uwe Pollmann در كتابى بنام Kindrarbeit (كار كودكان) گرد آورى كرده است كه تاريخ انتشار آن ١٩٩٩ ميباشدو در اينجا قسمتهايى از آن ميايد :
سيواكاسى (جنوب هند) – در دالانهاى خيلى از كارخانه هاى كبريت سازى كه هواى گوگردى آن خفه كننده وبالاى ٤٠ درجه است، بچه هاى ٥ تا١٤ ساله كه بيشترشان دخترهستند بكارمشغولند آنها قوطى كبريتهاراميچسپانندو چوب كبريتهارادرموم و گوگرد مذاب فرو ميكنند.اين كودكان هر روز ساعت ٤ صبح از روستاهاى دورافتاده به محل كارشان در شهر آورده ميشوندو به مدت ١٢ ساعت درروزبدون استراحت كار ميكنند .
كاتماندو ( نپال )- در معدن منيزيم ، بچه ها شانه به شانه كارگران بزرگ سال ، با زحمت سبدهاى سنگين پر از سنگ را حمل ميكنند . كارفرماها با اين اقدام دستمزد كارگران معدن را ميشكند . طبق آمار اتحاديه هاى كارگرى نپال ،كار بچه ها در صنايع رو به افزايش است و بخصوص در صنايع قالى بافى ، بافندگى ، نساجى ، كوزه گرى ، سفالى و نيز صنايع فلز بوفور ديده ميشود .
ويزلا( پرتغال )- بخش بزرگى از كودكان دراين شهر كوچك شمال پرتغال به مدرسه نميروند .آنها درزير زمين ها وحياط خلوتها به دوخت لباس مشغولند. ٢٠٠٠٠٠ كودك پرتغالى در صنايع پارچه بافى ، توليدكفش و سراميك سازى مشغول به كار هستند . خيلى از بچه ها در جداسازى سنگ خارا و مرمر بكار مشغولند كه جنبه صادراتى دارد .
مراكش – دختر بچه هاى ٨ تا ١٢ ساله در كارگاههاى كم نور با هواى خفه و حضور مسئول تنبيه بدنى در صورت كم كارى ، مشغول قالى بافى هستند و همانجا هم ميخوابند . آنها در هفته تا ٧٢ ساعت كار ميكنند و دستمزد روزانه آنها 2 روپين ( معادل ٢٠ سنت اروپا ) است . قاليها براى صادرات است .
بانكوك (تايلند) – در هزاران كارگا ه اين كشور ، كودكان به توليد چيپسهاى كامپيوترى مشغولند و يا به صيقل دادن سنگهاى زمردى ميپردازند كه براى صادرات است . دختر بچه هاى ١١ يا ١٢ ساله كه از روستائيان فقير شمال شرقى تايلند خريدارى شده اند در محلهاى مخصوصى كه با ديوارهايى از هم جدا ميشود ، پس از آموزش تن فروشى ، در اختيار مشتريها ى مرد قرار داده ميشوند كه در بين آنها توريستهاى اروپايى فراوان به چشم ميخورند .
آلمان – تخمين زده ميشودكه درحدود حداقل٧٠٠٠٠٠ كودك در اين كشور به كار مشغولند ،از جمله در حمل جعبه هاى نوشابه در سوپرماركتها ، پخش روزنامه و بروشور و برگه هاى تبليغى ، كار كشاورزى ، رستوران وكار خانگى ( كه فقط ٥٠٠٠٠ نفر را به خود اختصاص ميدهد )، خيلى از بچه ها پس از بازگشت از مدرسه به كمك مادران خود ميشتابند تا سفارش مشتريها را كه از جمله توليد وسائل زينتى است به موقع آماده كنند . اين بچه ها روزانه ٥ تا ٦ ساعت كار ميكنند و ديگر قادر به انجام تكاليف مدرسه نيستند . انگلستان – در لندن بررسى سازمانى بنام Low pay unit پرده از اين برداشت كه اغلب بچه هاى انگليسى به طور غير قانونى به كار ميپردازند . اين سازمان در شمال شرقى انگلستان از هزار دانش آموز ١٠ تا ١٦ ساله كه در عين حال هم بكار مشغولند مصاحبه به عمل آورد و نتيجه ميگيرد كه سن يك چهارم سوال شونده ها به 13 سال نرسيده است . خيلى از بچه ها بيشتر از ساعاتى كار ميكنند كه قانون اتحاد اروپا ( ١٢ ساعت در هفته ) در نظر گرفته است . طبق آمار اتحاديه هاى انگلستان درست يك چهارم بچه هاى ١١ و ١٢ ساله به طور غير قانونى كار ميكنند و ديگر توانى برايشان نميماند كه به كارهاى مدرسه برسند . در عين حال خيلى از آنها دچار حوادث ناشى از كار ميشوند . در سال 1994 دولت محافظه كار انگلستان از اتحاديه اروپا درخواست كرد كه استثناٌ بچه هاى ١٣ تا ١٥ساله بجاى ١٢ ساعت ١٧ ساعت در هفته و بچه هاى ١٥ تا ١٨ ساله بدون محدوديت زمانى اجازه كار داشته باشند .
پرنامبوكو (برزيل )- از ٣٠٠٠٠٠ نفر كارگرانى كه در مزرعه نيشكر در شمال شرقى برزيل كار ميكنند ، ١٠٠٠٠٠ نفر از آنان از بچه هايى هستند كه زير ١٥ سال دارند و به طور غير قانونى و با حد اقل دستمزد مشغول به كارند . تازه بخشى از دستمزد آنان را دلالان كار بالا ميكشند. همينكه بچه ها به ١٥ سالگى رسيدند همچون بزرگسالان ميبايست به بريدن نى هاى نيشكر بپردازند . دختران اكثرابه بچه دارى و پخت و پز مشغولندو گاه كيلومترها بايد پياده روند تا به تامين آب آشاميدنى براى افراد خانواده دسترسى پيدا كنند . دستمزد كودكان به موقع پرداخت نميشود تا چنانچه در حين كار دچار حادثه شدند نتوانند عليه كارفرما شكايت كنند، اكثر كارگران مزرعه نيشكر دچار امراض پوستى ميشوند چرا كه بدن لخت آنان در تماس دائمى با نى هاست . والدين ميگويند اگر بچه ها كار نكنند مااز گرسنگى تلف ميشويم .
مسكو – وزارت كشور روسيه ، تعداد كودكان خيابانى مسكو را در حدود ٥٠٠٠٠ نفر ارزيابى ميكند .اين كودكان به اتفاق والدين در ايستگاههاى قطار مسكو و زير پلها شب را به روز ميرسانند .اينها بى خانمان هستند و زمانى ميتوانند از عهده اجاره اطاقى بر آيند كه قادر باشند در روز ٢٠ تا ٣٠ هزار روبل (معادل ٥ تا ٧ و نيم يورو ) بپردازند. حد اقل دستمزد ها تا آخر سال ١٩٩٤ مبلغ ٥٤٠٠٠ روبل (معادل ١٠ و نيم يورو ) بود. براى زنده ماندن بچه ها مجبورند كار كنند .آنها يا گدايى ميكنند ويا مجبورند براى تاجران وباندهاى مافيايى كاركنند.خيلىاز بچه ها به ماشين شويى وروزنامه فروشى درسر چهارراهها مشغولند . محل دفن زباله نيز يكىازمراكز تجمع كودكان براى يافتن چيزى است كه بتواندآنهارازنده نگه دارد .
جم بر (اندونزى ) -كارگران اكثر كارخانه هاى توليد تنباكودر شهر جم بر را دختران خردسال تشكيل ميدهد كه دستمزد روزانه آنان بر مبناى سرعت كار از ٦٠٠ تا ١١٠٠ روپين است كه ميانگين آن معادل ٥٠ سنت اروپا ست .
شا نگهاى (چين )- پس از اصلاحات بازارآزاد در چين ميليونها کودک به خاطر فقر مالى ترك تحصيل كرده و براى كمك به خا نواده شان مجبور شدند به كارهاى ارزان تن دهند . كارخانه هاى بزرگ پارچه بافى در شانگهاى ديگر بدون محدوديت قانونى ميتوانند بچه ها را به كار بگمارند. كه سن آنها ١٢ تا ١٥ سال است . در سالهاى ٩٢ و ٩٣ به خاطر كاهش دستمزدها و اعتراض كارگران كار كودكان جاى آنها را پر كرده است .
هند- ٩٦٠٠٠ كودك در مزارع چاى به كار مشغولند . سن قانونى در مزارع به جاى ١٥ سال ١٢ سال تعيين شده است ِدستمزد كارگران بر اساس برداشت 16 كيلو چاى ٨ و سى و هفت روپيس ( معادل ٢٥ سنت اروپا) و دستمزد كودكان بر همين اساس ٤ و نود و پنج (١٢ سنت اروپا) ميباشد .
آنچه در این مثالها بارز و وجه مشترک همه آنهاست ، تلاش اجباری کودکان برای بقاءو تامین حداقل معیشت خود و خانواده اشان میباشد. هر چند اشکال این تلاش در کشورهای مختلف متفاوت است.
نظام سرمایه داری با بكار گرفتن كار كودكان و بر هم زدن دوران كودكى شان ، نشان داد آنچه در امكان استفاده كودكان از علوم تربیتی در جهت رشد و شکوفایی آنها بر زبان رانده، ياوه اى بيش نيست و اين نيز تناقضى است كه علوم تربيتى كودكان به آن گرفتار است ، طورى كه بسيارى از صاحب نظران امور تربيتى و روانشناسى كودكان در تلاشند به اين سوال پاسخ دهند كه كودكان در جامعه فعلى (سرمايه دارى ) نسبت به جامعه پيشاسرمايه دارى برنده هستند يا بازنده و عده اى ازآنها بر اين تاكيد دارند كه فقط از لحاظ مرحله تاريخ تكامل اجتماعى ،كودكان نسبت به قبل برنده هستند . علوم تربيتى و آموزشى و رفتارى كودكان امروزه آنجا به تناقض بر ميخورد كه از يك طرف صحبت از نياز ضرورى در تخصيص حداكثرامكانات پرورشى كودكان به مثابه آينده سازان ميشود و از طرف ديگر اكثريت قريب به اتفاق كودكان از ابتدايى ترين نيازها هم نه تنها برخوردار نيستند بلكه برای بقاء باید کار کنند .
آنچه تاريخا انديشه سياسى ليبراليسم را كه در پس شعارهاى پرطمطراق و مدرن مستتر است به چالش كشانيده، سوسياليسم است كه به نقد پايه اى اقتصادسياسى سرمايه دارى پرداخته و بديل مالكيت اجتماعى را در نفی مالکیت خصوصی قرار میدهد. تقابل سوسياليسم و ليبراليسم طى حداقل دو قرن گذشته خود را در تمامى زمينه هاى اجتماعى از آنجمله مسائل مربوط به كار كودكان نشان داده است ، اگر چه با فراز و نشيبهايى همراه بوده است . يا مبارزات كارگرى و فشارهاى اجتماعى توانسته عقب نشينى هايى را به بورژوازى تحميل كند و در این میان کودکان نیز به حداقلی از امکانات دست یافته اند و يا بر عكس تعرض سرمايه به منافع اوليه كارگرى، به پس گرفتن دستاوردهاى تامين اجتماعى در جامعه منجر شده است ( شواهد جهان حاضر) که از لقمه دهان کودکان هم نگذشته است . تشديد فقر و اخراج و حمله به دستمزدها ى كارگرى و نيزکشانیدن بيش از بيش كودكان به بازار کار به عنوان بردگانى بى جيره ومواجب ، نشان داده كه سياستهاى نئوليبراليستى ،امروز حتى ديگر صورى هم نيست و از زنده به گور كردن كودكان هم ملالى ندارد.جهان تجارت آزاد همين است ، هركس بايد خودش گليم خويش راازآن بكشد ، كودكان هم از اين قاعده مستثنى نيستندو دولتها هم تعهدى در مقابل آن ها ندارند .استثمار و بهره کشی کارگران و کودکان کار، امروزه در پرتو سیاستهاو ارگانهای سرمایه داری بشدت افزایش یافته است ، در رقابت تجارت آزاد ، دستمزد ارزان کالا را ارزان تر، فروش را بیشترو بر سود سرمایه می افزاید، ودراین میان نیروی کار کودکان ارزانترین است.
آنچه ریاکارانه و منطبق براین سیاست ،اهداف کنوانسیون سازمان ملل تحت عنوان” حقوق کودک”و”منع کار کودکان “را تشکیل میدهد پوشاندن علل اصلی استثماروبهره کشی از کودکان است که به انحاء مختلف فرمولبندی میشود نکاتی مثل –” افزایش جمعیت ” –”سهل انگاری والدین بچه ها” –”عدم رعایت قانون حداقل سن کار” از این قبیل اند.1.”افزایش جمعیت”- این آن عبارت اصلی است که در نشستهای مختلف سازمان ملل به عنوان عامل فقر و یا افزایش کودکان کار شناخته میشود.سوال اینکه افزایش جمعیت راباچه ترازویی می سنجند جز باتولیدامکانات بشری که اکنون آنقدر بالاست که نسبت جمعیت بدان اصلا رقمی شمرده نمیشود. در حالی که طبق آمار یونیسف در سال ٢٠٠٤ روزانه ٣٠٠٠٠ کودک فقط بخاطر عدم دسترسی به حداقلی از امکانات جان میبازند و یک میلیون نفر با مرگ دست به گریبانند (روزنامه آلمانی نیوز ،١٠ دسامبر٢٠٠٤)و طبق آمار لوموند دیپلماتیک ( اطلس گلوبالیزاسیون –آلمانی، تاریخ انتشار ٢٠٠٣)درآمد سالیانه 2.3میلیاردنفرمعادل ثروت ٣٥٨ نفر است.
٢.”بی مسئولیتی والدین در قبال بچه ها”- یک خانواده کارگری زمانی میتواند برای رشد بچه هاجای امنی باشد که هر یک ازاعضای آن خود در آرامش و بدون دغدغه خاطر در امنیت زیسته باشند.درغیراین صورت مسئولیت والدین چه معنی دارد جز سر شکن کردن دستمزدشان برای کارگری که ازآنهاست ولی برای آنها نیست .لذامسئولیت امنیت معاش کارگر جوان(فرزند)نه در جریان تولید مثل بلکه در تولید سرمایه تعیین میشود و آن با خریدار نیروی کاراست.کنوانسیون سازمان ملل مسئول تهیه امکان شرایط مناسب زیستی کودکان رادر وحله اول وظیفه والدین میداند (بند ٢ از ماده٢٧ کنوانسیون).
٣.حداقل سن کار- بند2ازماده ٣٢ کنوانسیون سازمان ملل میگویدکشورهای عضو یک یا چند حداقل سن کار تعیین کنند که کار کودکان قانونی محسوب شود .اگر چه تا کنون عمدتأ (و نه تمامأ) حداقل سن کار قانونی ١٥ سال بوده است مع الوصف در عالم واقعی صدها میلیون کودک از ٥ سالگی باید کار کنندوبه عبارتی بر سود سرمایه بیافزایندکه تا شاید زنده بمانند. تعیین سن کار کودکان از طرف کنوانسیون خود قانونی کردن کار کودکان است چرا که طبق نرم جامعه فرد از ١٨ سالگی است که دیگر کودک محسوب نمیشودووظیفه اجتماعی به عهده میگیرد.
هر چند نسبت میزان کار اجباری کودکان در اروپا بمراتب کمتر از مشابه آن در مثلأ آسیا و آفریقاست و اين يك فاكت است ،ولى ذره اى ازواقعيت مناسبات موجود سرمايه دارى در استثمار نيروى كار كودكان به منظورافزايش سودبيشتر،پايين آوردن دستمزد كارگران و اخراج آنان از طريق بكار گماردن كودكان توسط سرمايه نميكاهد.تنها مبارزات متشكل اجتماعى و پافشارى روى خواستهاى مشخص ميتواند نتايجى در بر داشته باشد. دررابطه با ممنوعيت كار كودكان،تشكلها، سازمانهاوانجمنهاى زيادى در سطح جهان به فعاليت ميپردازند كه هر يك عرصه هاى خاصى در رابطه با كودكان کار را براى خود تعريف كرده اند ،از تحت فشار قرار دادن شركتهاى توليدكننده اروپايى در جلوگيرى از بكارگماردن كودكان كشورهاى در حال توسعه در توليد و عدم فروش كالاهاى ساخت دست كودكان ، و يا برعكس تحت فشارقرار دادن تاجران اروپايى به عدم خريد و فروش كالاهايى همچون فرش كه با دست كودكان بافته شده باشدو يا در هيئت كليساهاو سازمانهاى امورخيريه جمع آورى اعانه براى كمك به كودكان است .و ديگر سازمانهايى نيز به فعاليت براى به تحقق درآوردن اصل«كار كودكان ممنوع » مشغولند و حتى در مواردى توانسته اند كودكان را در رابطه با سرنوشت خويش دخيل كنند و در عرصه عليه كار بردگى به جرگه مبارزه كشانند،اقبال مسيح (٥) كه ياد و خاطره اش فراموش ناشدنى است يكى از همين كودكان مبارز و پيشقدم در ميدان مبارزه براى آزادى كودكان كار بود.
در ايران كه طى ٢ دهه گذشته جامعه بشدت صنعتى و قطبى شده است پديده كار كودكان نيز ابعادى پيچيده تر به خود گرفته است كه خود يكى از فجايع موجود مدل اصلاحات نئوليبرالى و رژيم اسلامى سرمايه است .غيرازاستثمار كودكان دركارگاهها،مزارع ، قاليبافيها،كوره پزخانه هاوكارهاى ساختمانى و خانگی ، پديده كودكان خيابانى و خريد و فروش و صدور دختران خردسال به شيخ نشينها،آن اشكال آشكارى هستند كه طی چند سال گذشته در جلو ديد جامعه قرار دارد .آمارهای مربوط به ایران کودکان کار را ١٤ درصد و افزایش کودکان خیابانی راسالیانه تا ٣٠٠٠٠ نفر رقم میزنند.
معضل كاركودكان و نابسامانى آنان مسئله هر جامعه انسانى است ، اگر سرمايه در ایران كه ابزارهاى اصلى و امكانات جامعه را در دست گرفته، نه تنها رفع اين معضل را در تعارض با منافعش ميبيند بلكه حتی حداكثراستفاده رااز نیروی کار ارزان کودکان ميبرد ،اين به عهده طبقه كارگر است كه به دفاع از کودکان برخيزد و كليد حل اين معضل را در برابر جامعه قرار دهد .طبقه كارگر ميتواند و بايد با هر درجه از متشكل شدن در مبارزه طبقاتى جارى درايران براى پيشبرد منافع اجتماعى اش ، نياز واقعى كودكان را تضمين كند.براى رفع معضل كودكان درايران ممنوعيت واگذارى كار به كودكان زير 18 سال ،تأمین امکانات آموزشی ، پرورشی ، تغذيه و بهداشت ، بیمه و خدمات درمانی بطور رايگان برای کودکان زحمتکشان و کارگران و خانوادهای کم درآمداز طریق مثلأ افزایش مالیات سرمایه داران و اقداماتی از این قبیل ،ابتدايى ترين اقدامی است كه ميبايست به هر دولت سرمايه در ايران تحميل شود

زير نويس:
(١) ويكتورخارا،شاعرو ترانه سرای آزادیخواه كه در سال 1973 بوسيله حكومت نظاميان در شيلى به قتل رسيد .
(٢) يونيسف ، سازمان بين المللى كمك به كودكان،وابسته به سازمان ملل است كه در 139 كشور به فعاليت مشغول است.تامين بهداشت ، مدرسه،موادغذايى وآب آشاميدنى كودكان از اهداف تعریف شده اش ميباشد .
(٣)Ilo سازمان جهانى كار،در سال ١٩١٩ با هدف تامين حقوق اجتماعى و بهتر كردن شرايط كارواز جمله كاركودكان بوجود آمد و مركزآن درژنو ميباشد.
(٤) Uwe ollmann ژورناليست آلمانى و گردآورنده مطالبى در رابطه با كار كودكان
(٥) اقبال مسيح ،كارگر صنايع قاليبافى پاكستان و يكى از فعالين جنبش ممنوعيت كار كودكان و بردگى قرض در پاكستان بود كه در شانزده آوريل ١٩٩٥ در سن ١٢ سالگى بدست ايادى كارفرما مورد اصابت گلوله قرار گرفت و جان باخت .(به نقل از کارگر امروز شماره ٥٤، تیر ١٣٧٤)

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *