مانیفست به سوی هنر آزاد انقلابی

مانیفست به سوی هنر آزاد انقلابی ☰ ترجمه: سهیل هادیان

آندره برتون و لئو تروتسکی _۱۹۳۸

دانلود کتاب لینک کمکی

بدون اغراق می توانیم بگوییم که تا به حال مدنیت تا این اندازه جدی تهدید نشده است. وندال ها، با ابزارهایی وحشیانه و به احتمال زیاد بی اثر، فرهنگ عهد عتیق را در گوشه ای از اروپا لکه دار کردند. اما امروز ما شاهد تمدن جهان هستیم که در سرنوشت تاریخی خود متحد شده و زیر فشار نیروهای استبدادی -مجهز به تمام زرادخانه تکنولوژی مدرن- به هم می پیچد. ما به هیچ وجه تنها به جنگ جهانی ای که به زودی رخ خواهد داد فکر نمی کنیم. حتی در زمان «صلح»، موقعیت هنر و دانش مطلقا غیر قابل تحمل شده است.

تا جایی که این از فردیت سرچشمه می گیرد، تا جایی که این استعدادهای سوبژکتیو را به صحنه می آورد تا باعث غنی سازی ابژکتیو فرهنگ شود ، هرگونه کشفی چه فیلسوفانه، چه جامعه شناسانه، علمی یا هنری به نظر محصول یک شانس نفیس می آیند، که می توان آن را ظهور –کم و بیش ناخودآگاه- ضرورت نامید. چنین آفرینش هایی چه از نقطه نظر دانش عمومی (که جهان موجود را تفسیر می کند) چه از دیدگاه دانش انقلابی (که برای بهتر کردن جهان نیاز به آنالیز دقیق قانون هایی دارد که آن را اداره می کنند) نمی توانند نادیده گرفته شوند. به ویژه ما نمی توانیم نسبت به وضعیت های عقلانی ای که کنش های خلاقانه طی آنها رخ می دهند بی تفاوت باشیم، همینطور نمی بایست اصرار بورزیم تا تمام توجه را معطوف به قوانین منحصر به فردی کنیم که حاکم آفرینش خردمندانه هستند.

در جهان معاصر ما باید هر چه بیشتر تخریب های گسترده موقعیت هایی را که طی آنها آفرینش خردمندانه ممکن است، تشخیص بدهیم. اتفاقی که پیامد آن تنزل آشکار فزاینده نه تنها اثر هنری بلکه به ویژه هویت «هنری» است. رژیم هیتلر، حالا که آلمان را از شر هنرمندانی که آثارشان نشانگر کمی دلسوزی برای آزادی –هر چند سطحی- بود، خلاص کرده است، آنهایی را هم که راضی شدند تا دست به تحسین نوکران رژیم بزنند، استحاله کرده است.یعنی آنهایی که وظیفه شان تکریم سیستم – بر اساس بدترین مکالمات هنری ممکن- است. اگر گزارشات را باور کنیم، در اتحاد جماهیر شوروی، جایی که واکنش ترمیدوری (Thermidorian reaction) 1 در حال رسیدن به اوج خود است نیز اوضاع به همین منوال است.

لازم به ذکر نیست که ما خودمان را با شعار رایج و مد شده: «نه فاشیسم، نه کمونیسم» نمی شناسیم. تکیه کلامی که مناسب مزاج آدم های هرزه، محافظه کار، ترسو و کسانی است که به باقی مانده های ژنده گذشته «دموکراتیک» چنگ می زنند. هنر راستین چیزی نیست که قالب های پیش آماده را به گونه های مختلف نشان دهد، بلکه بر بیان نیازهای باطنی انسان و نوع بشر در زمان خودش تاکید می کند. هنر راستین نه از انقلابی بودن عاجز است نه از اینکه آرمانش نوسازی بنیادی جامعه باشد. تنها کاری که باید انجام دهد این است که آفرینش خردمندانه را از زنجیرهایی که آن را اسیر کرده اند آزاد سازد، و اجازه بدهد تمام نوع بشر خود را تا درجه ای بالا ببرد که در گذشته تنها نابغه های ایزوله شده امکان دستیابی به آن را داشتند. ما تشخیص می دهیم که فقط یک انقلاب اجتماعی می تواند راه را برای یک فرهنگ جدید باز کند. اگر ما، در هر حال، تمام همبستگی خود را با بروکراسیِ در کنترل اتحاد جماهیر رد می کنیم، دقیقا به خاطر این است که از نظر ما، این نه تنها نمایشگر کمونیسم نیست بلکه نماینده خطرناک ترین و خیانت کار ترین دشمن اش است.

رژیم توتالیتار اتحاد جماهیر شوروی که مشغول کار بر روی تشکیلات به اصطلاح فرهنگی ای است که در سایر کشورها تحت کنترل خود دارد، دشمنیِ مبهم و عمیقی را نسبت به هر گونه ارزش های معنوی در همه جای دنیا حاکم کرده است. ابهامی از جنس خون و کثافت -با قیافه بدلی روشنفکران و هنرمندان- که در آن مردانی خود را غرق کردند که نوکرمآبی را توسط دروغ گفتن برای باج گرفتن و توسط تقلیل بزه کاری به یک مبدا لذت، تبدیل به پیشه کردند. هنر رسمی استالینیسم توسط تلاش های آنها برای غالب کردن یک چهره مناسب بر روی حرفه مزدورمآبانه شان با خودنمایی بی سابقه در تاریخ بازتاب می کند.

تناقضی که این خنثی سازی ننگین سرچشمه های هنر به جهان هنر القا می کند –خنثی سازی ای که حتی ملت هایی را هم که تا به حال به آن تن نداده بودند اسیر خود کرده است- باید بانی محکومیتی کنش گر و مصالحه ناپذیر باشد. ضدیت نویسندگان و هنرمندان یکی از نیروهایی است که می تواند به طور موثر در بی اعتبار ساختن و براندازی رژیم های نابود کننده حق پرولتاریا برای آرزو کردن جهانی بهتر و در عین حال هر گونه احساس اصالت و حتی وقار بشری ، کار ساز باشد.

انقلاب کمونیستی واهمه ای از هنر ندارد. این انقلاب دریافته است که نقش هنرمند در یک جامعه سرمایه داری رو به انحطاط توسط برخورد بین شخص و شرایط مختلف اجتماعی که بر ضد او هستند تعیین می شود. آگاهی هنرمند از این واقعیت صرف ، او را به یک متحد ذاتی انقلاب تبدیل می کند. این روند تعالی که در اینجا به وقوع می پیوندد، طبق نظر روانشناسان، تلاش می کند که موازنه شکسته شده بین «اگو»ی کامل و عوامل خارجی ای که نمی پذیرد را ترمیم کند. این ترمیم در راستای برتری «ایده آل نفس» حرکت می کند و تمام نیروهای جهان درون و «نفس» -که برای تمام افراد، آشنا و مدام در حال رشد و توسعه هستند- را بر ضد واقعیت غیر قابل تحمل موجود رهبری می کند. نیاز به رهایی که روان شخص احساس می کند فقط باید مسیر ذاتی خودش را تبعیت کند تا این جریان همراه شود با این ضرورت اساسی: نیاز به رهایی بشر.

بهتر است اندیشه ای را که مارکس جوان در مورد وظیفه نویسندگان نگاشته بود به خاطر بیاوریم. «نویسنده» از نظر وی «باید به صورت طبیعی پول بگیرد تا زندگی کند و بنویسد، ولی او نباید در هیچ صورتی زندگی کند و بنویسد تا تولید پول کند. نویسنده به هیچ وجه نباید به کارش به عنوان سرمایه بنگرد. کار وی به خودی خود هدف است و آنقدر از نظر مالی در دیدگاه شخص نویسنده و دیگران ناچیز است که حتی اگر لازم باشد نویسنده وجود خود را قربانی وجود اثرش می کند. شرط اول آزادی جراید، عدم تجاری بودن این فعالیت است.» و این گفته بیش از همیشه مناسب برای به کار بردن بر ضد کسانی است که می خواهند کنش روشنفکرانه را در مسیری که در نهایت با خود این کنش بیگانه است رهبری کنند و در پوشش دروغین به اصطلاح «منافع ملت» زمینه هایی از هنر را تجویز کنند. انتخاب آزادانه میان این زمینه ها و عدم وجود هر گونه محدودیتی در راستای کند و کاوهای یک هنرمند ثروتی است که وی می تواند به عنوان حق غیر قابل انکار خود آنها را طلب کند. در قلمرو آفرینش هنری، تخیل باید از تمامی ضرورت ها بگریزد و به هیچ بهانه ای نباید اجازه بدهد تحت قید و بندی قرار بگیرد. پاسخ ما برای کسانی که ما را نصیحت می کنند، چه برای حال چه برای آینده، تا قبول کنیم که هنر باید تن به انضباطی دهد که از نظر ما اساساٌ در تضاد با طبیعت آن است، امتناعی قاطع است. و تکرار می کنیم که هدف قاطع ما پشتیبانی از این قاعده است: آزادی تمام و کمال هنر.

ما به طور حتم حق ملت انقلابی را برای دفاع از خودش در برابر بورژوازی – حتی زمانی که در پوشش دانش یا هنر مزین شده باشد- به رسمیت می شناسیم. اما میان این نیروهای اجباری و زودگذر دفاع از خودِ انقلابی و تظاهر به واگذاری امور به آفرینش خردمندانه شکافی عظیم وجود دارد. چنانچه برای توسعه بهتر نیروهای تولید مادی، انقلاب باید یک رژیم سوسیالیست با هسته مرکزی هدایت تشکیل دهد، برای توسعه آفرینش خردمندانه لازم است که از ابتدا یک رژیم آنارشیست در رابطه با آزادی شخصی بنا نهاده شود. نه اولیای امری، نه تلقینی و نه کوچکترین اثری از دستوری از مافوق! فقط بر مبنای همکاری های دوستانه و بدون هر گونه محدودیتی از بیرون، محققان و هنرمندان می توانند وظایف خود را انجام دهند که در اینصورت بیش از هر زمانی در تاریخ تاثیر گذار خواهند بود.

از هم اکنون باید روشن باشد که در دفاع از آزادی عقیده ما هیچ قصدی بر توجیه کردن لاقیدی سیاسی نداریم و هدف ما احیای هنر به اصطلاح «ناب»ی نیست که عموما در اختیار اهداف به شدت ناپاک محافظه کاری عمل می کند. خیر، اندیشه ما در مورد نقش هنر والاتر از آن است که آن را به تاثیری بر تقدیر جامعه تقلیل دهیم. ما معتقدیم که وظیفه والای هنر در عصر ما شرکت فعالانه و آگاهانه در آماده سازی انقلاب است. اما هنرمند تا زمانی که به صورت باطنی با لذات اجتماعی آزادی همراه نشود، تا زمانی که با تمام وجود مفهوم و شور آزادی را احساس نکند و تا زمانی که قادر نباشد آزادانه برای بخشیدن دنیای درون شخصی خود به هنرش تلاش کند، نمی تواند به ستیز برای آزادی خدمت کند.

در دوره فعلیِ تقلاهای کاپیتالیسم به سوی مرگ که هم دموکراتیک و هم فاشیست مآبانه است، هنرمند خود را تهدید شده به از دست دادن حق خود برای زندگی و ادامه فعالیت می یابد. او تمام راه های برقراری ارتباط را توسط مخروبه های سقوط کاپیتالیستی مسدود شده می بیند. و به طور طبیعی، به سوی تشکیلات استالینیستی می گرود که حاکی از امکان فرار کردن وی از انزوایش است. اما اگر هنرمند می خواهد از تضعیف روحیه تمام و کمال اجتناب کند نمی تواند در این تشکیلات باقی بماند. به خاطر عدم امکان رساندن پیام خودش و نوکرمآبی خفت آوری که این تشکیلات از او در قبال مزیت های مادی مشخصی انتظار دارند. او باید بداند که جایگاهش جای دیگری است، نه در میان کسانی که به هدف انقلاب و همچنین به بشریت خیانت کردند، بلکه میان کسانی که با وفاداری استوار خود گواه این انقلاب هستند، در میان کسانی که به همین خاطر در تنهایی به سر می برند و نمی توانند انقلاب را به باروری و در عین حال تمامی انواع استعداد بشریت را به آزادی بیان برسانند.

هدف این فراخوان، پیدا کردن دغدغه مشترکی است که باعث اتحاد دوباره همه نویسندگان و هنرمندان انقلابی شود، تا بتوانند به خوبی به انقلاب توسط هنرشان خدمت کنند و بتوانند از آزادی همان هنرشان در مقابل ربایندگان انقلاب دفاع کنند. ما معتقدیم که اکثر گرایشات مختلف هنرمندانه، فیلسوفانه و سیاسی در این موضوع به دغدغه مشترکی می رسند. مارکسیست ها در این برهه از زمان می توانند دست در دست آنارشیست ها پیشروی کنند، در صورتیکه هر دو جناح قاطعانه منکر سرشت استبدادی خفقان باری باشند که استالین و مزدورش گارسیا الیور نمایندگی می کنند.

ما به خوبی آگاهیم که امروزه هزاران تن از متفکران و هنرمندان در سرتاسر جهان در حالی که صدایشان توسط سر و صدای هم سرایان دروغ پرداز سازمانی خفه شده است، قرنطینه شده اند. صدها مجله کوچک محلی سعی می کنند نیروهای جوان را دور و بر خود جمع کنند اما نه به دنبال منافع مادی که در جستجوی طریقت های جدید هستند. هر گونه گرایش مترقی در هنر توسط فاشیسم به عنوان «فساد» نابود شده است. استالینیست ها هر مخلوق آزادی را «فاشیست» می خوانند. هنر مستقل انقلابی هم اکنون باید نیروهایش را در ستیز با جور استبدادی جمع کند. باید حق وجود خودش را علنا اظهار کند. چنین اتحادی از نیروها هدف فدراسیون بین المللی هنر مستقل انقلابی است که ما معتقدیم هم اکنون زمان شکل گیری آن است.

ما در هر صورت بر تمام ایده هایی که در این مانیفست گنجانده ایم، تاکید می کنیم و به شخصه تصور می کنیم این تنها قدم اول راه جدید است. ما به تک تک دوستان و مدافعان هنر، که به طور حتم ضرورت این فراخوان را درک می کنند توصیه می کنیم که صدایشان را به گوش بقیه برسانند. ما همچنین تمام نشریات چپی را که آماده همکاری در ساختن این فدراسیون بین المللی و رسیدگی کردن به وظایفش و شیوه های عملکردی اش هستند، فرا می خوانیم. زمانی که یک پیمان بین المللی مقدماتی توسط نشریات و مکاتبات تاسیس شود، ما در مقیاسی متوسط به تشکیلات محلی و همایش های ملی خواهیم پرداخت. و قدم آخر آماده ساختن یک همایش بین المللی خواهد بود که به صورت رسمی تاسیس فدراسیون بین المللی را مورد توجه قرار خواهد داد.

اهداف ما:

استقلال هنر، برای انقلاب.

انقلاب، برای رهایی کامل هنر!

_______________________________________

پانویس مترجم:

۱٫ از لحاظ تاریخ دانان حرکت های انقلابی، واژه «ترمیدور» به معنی برهه ای از انقلاب است که قدرت از دست فرماندهی اصلی انقلاب خارج می شود و رژیم رادیکال انقلابی توسط یک رژیم به نسبت آرام و محافظه کار جایگزین می شود. گاهی این تغییر به معنای برگشت فضای سیاسی و شبیه شدن آن به دوران پیش از انقلاب می باشد. لئون تروتسکی در کتاب خود «انقلابی که به آن خیانت شد»، به قدرت رسیدن استالین و بوروکراسی پسا انقلابی که همراه او وارد انقلاب شد را ترمیدور شوروی می خواند.

ترمیدور ماه یازدهم تقویم جمهوری خواهی فرانسه می باشد. ریشه واژه اش به معنای داغ است و ماه دوم فصل تابستان می باشد که از ۱۹ یا ۲۰ جولای شروع می شود و تا ۱۷ یا ۱۸ آگوست ادامه می یابد.

واکنش ترمیدوری که منسوب است به ۹ Thermidor Year II یا همان ۲۷ جولای ۱۷۹۴، شورشی در انقلاب فرانسه بر ضد گسترش سلطنت جوخه ترور بود که توسط حکم کمیته امنیت اجتماعی بر اعدام رابسپیر، سنت جاست و تعدادی دیگر از رهبران ترور به راه افتاد. بدین گونه رایدکال ترین مرحله انقلاب فرانسه رقم خورد.

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

لئون تروتسکی

لئون تروتسکی

لئون داویدوویچ تروتسکی (به روسی: Лев Дави́дович Тро́цкий) انقلابی بلشویک و متفکر مارکسیست اهل روسیه بود.

در اوایل تشکیل اتحاد شوروی، تروتسکی که چهره‌ای تأثیرگذار و بانفوذ به حساب می‌آمد به عنوان کمیسر خلق برای روابط خارجی انتخاب شد. پس از آن ارتش سرخ شوروی را بنیان گذاشته و خود به فرماندهی آن درآمد. وی همچنین یکی از اولین اعضای دفتر سیاسی بود. به‌خاطر کشمکش‌هایی که در دههٔ ۱۹۲۰ میان تروتسکی و استالین، بر سر قدرت و نحوه اداره حکومت، وجود داشت، تروتسکی از حزب کمونیست روسیه اخراج و از اتحاد شوروی تبعید شد.
او در ۱۹۴۰ در مکزیک توسط یکی از ماموران ان.کا.وِ.دِ به قتل رسید. ایده‌های تروتسکی تشکیل‌دهندهٔ پایه و اساس تئوری تروتسکیسم است. او قدی متوسط و هیکلی نسبتآ لاغر با شانه‌های پهن داشت پیشانی بلند و موهای سیاه اشفته چشمان نافذ و مکار در پشت عینک پنسی مخصوص معلمان، لبهای کلفت زیر سبیلهایی که دایماً با انها بازی و یک ریش نوک تیز و دست‌های سفید با ناخنهای تمیز قیافه او را مجسم می‌سازد. لباسش ساده وتمیز بود. اغلب کت چرمی می پوشیدوکاسکت نظامی به سر می‌گذاشت وقیافه اش شبیه رانندگان اعیان و اشراف بود. سخنران ماهری بود و شنودگان را با زیر و بم صدایش به شدت تحت تاثیر قرار می‌داد.

وبلاگ
آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *