قصه های تلخ

ای قصه های تلخ
عمریست دفتر دل ماخانه شماست
این چشمهای غمزده این گونه های زرد
آثار شوم عادت خصمانه شماست
ای شاخه های غم!
صد نوبهار آمد و صد مهرگان گذشت
بس غنچه ها که داغ به دل از جهان گذشت
صد راه بسته وا شد و صد کاروان گذشت
فرعون مرد و قصه نمرودیان گذشت
اما شما هنوز چنان سبز و تازه اید
گویی زبطن باغنچه امروز زاده اید

ای شعله های یاس
یک روز از دیار دل ما سفر کنيد
تنها نه قلب ماست سزاوار سوختن
یک بار هم به خانه دیگر گذر کنيد

ای قصه های تلخ
جانها به لب رسيده زمهمانی شما
زنهار، جستجو گرمسکن اگر نه اید
فرداست کز خرابه غمبار روز گار
مارخت بسته ایم و شما زار و بی پناه
در برزخ زمان بيخانه مانده اید

حمل ۱۳۸۰

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

نادیا انجمن

نادیا انجمن

نادیا در ۶ دی ماه (جدی) سال ۱۳۵۹ خورشیدی، در هرات در غرب افغانستان به دنیا آمد. او از پانزده سالگی به سرودن شعر آغاز کرد، اما آغاز شاعری او، مصادف بود با اشغال شهر هرات توسط گروه بنیادگرای طالبان. طالبان، هر گونه فعالیت اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و سیاسی زنان و دختران افغان را ممنوع کرده بودند. نادیای نوجوان نیز، سالهای پر تب و تاب نوجوانی خود را در زیر سایه حاکمیت تندروهای طالبان گذراند.

او در آن سالها که زنان بدون داشتن محرم، حق بیرون رفتن از خانه را نداشتند، در خانه به طور خصوصی درس می‌خواند و در جلسات خصوصی و مخفیانه ادبی هرات شرکت می‌کرد.

آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *