شهری برای ساختن ☰ علی رسولی

بر فراز بنایی بزرگ
دیر هنگامِ شب
با کار تمام نشده ام
به شهر می نگرم.
در دورتر
چراغِ خانه ی من و تو پیداست:
رنگ آبی پنجره
و دود زیبا از دودکش.

می دانم
می دانم
به انتظار صدای در هنوز بیداری
و من
سپیده دم آن هنگام که دختر کوچکمان
میان پستان های گرمت به خواب رفته است
باز می گردم:
می نگرم به تو
به مژگانت که همچون بادبان ها آرام گرفته اند
به چهره ی گلگونت
و رنگ زیبای لب هایت
که بوسه های من را انتظار کشیده اند.

بادِ زمستان
چهره ی خسته ام را می سوزاند
کاش کنارت به خواب رفته بودم
و نفس های سردم
روی گردنت نشانه می شد.

ستاره ی کوچکی
میان غیاب ابرها
سوسو می زند
در قلبم صدای ست:
به فردا امیدوارم
به روزی که روبان های سفید میان گیسویت ممنوع نیست
رنگ سرخ ممنوع نیست
بوسیدنت در میادین ممنوع نیست
زیر درختان پرشکوفه خوابیدن ممنوع نیست
و آن هنگام که به آغوشت می کشم
از فردای کار و افتادن از داربست ها نخواهیم ترسید.

 

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

علی رسولی

علی رسولی

علی رسولی شاعر و فعال سیاسی یکی از محدود جوانانیست که با کمتر از ۲.۵ دهه از زندگی پا در مسیر ۵۷ ها گذاشته است و در مدت توانسته است ادبیاتی را ارائه دهد که حکایت از توانائی این شاعر فردا هم در سبک، تصویر و تاریخ جنبش کارگری می نماید.
شعرهای علی رسولی به دلیل سانسور و فشار موجود در رژیم اسلامی به صورت
پراکنده و در سایت های خارج از کشور منتشر شده است. در نهایت بعد از خروج از ایران توانست اولین دفتر شعرش را به اسم«جرقه» منتشر سازد.دو کتاب دیگر از این شاعر هم به نام های«ریگ» و «در ستایش واژه» در دست انتشار می باشند.

وبلاگ
آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *