شغالها و فیلها

شغال‌ها همة لاشه‌های درون جنگل را خورده بودند و حالا چیزی برای خوردن نداشتند. یک شغال پیر برای غذا پیدا کردن نقشه‌ای کشید. او پیش فیل رفت و گفت: «یک موقعی ما پادشاهی داشتیم اما خراب شد و به ما دستور می‌داد کارهای غیرممکن انجام بدهیم. بنابراین تصمیم گرفته‌ایم پادشاه دیگری انتخاب کنیم. مردم ما مرا فرستاده‌اند که از شما بخواهم پادشاه‌شان بشوید. شما با ما زندگی خوبی خواهید داشت. هر دستوری بدهید انجام می‌دهیم و در تمام موارد به شما افتخار می‌کنیم و احترام می‌گذاریم، به کشور ما بیایید.

فیل قبول کرد که با شغال برود.

وقتی شغال او را به مرداب کشاند و فیل در گل فرورفت شغال به او گفت: «به من دستور بدهید؛ هر امری داشته باشید، انجام خواهد شد.»

فیل گفت: «به تو دستور می‌دهم مرا از این‌جا بیرون بکشی.»

شغال خندید: «دم مرا با خرطومت بگیر و من فوراً تو را بیرون می‌کشم.»

فیل پرسید: « فکر می‌کنی این کار ممکن است که با دمت مرا از این‌جا بیرون بکشی؟»

شغال گفت: «اگر ممکن نیست پس چرا مرا به انجام آن فرمان می‌دهید؟ به همین دلیل ما خودمان را از دست آن شاه قبلی راحت کردیم، چون به ما دستورات نشدنی و ناممکن می‌‌داد. »

وقتی فیل در مرداب از پا درآمد شغال‌ها آمدند و او را تا آخرین ذره خوردند
ترجمه:ابراهیم اقلیدی

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

لئون تولستوی

لئون تولستوی

لئو(ن) نیکلایویچ تولستوی(تالستوی) (به روسی: Лев Никола́евич Толсто́й) (به انگلیسی: Leo Tolstoy)، نویسنده و فعال سیاسی و اجتماعی روس است. زادروز وی ۹ سپتامبر ۱۸۲۸ در یاسنایا پالیانا[۱] از توابع تولا، از توابع استان تولا است. تولستوی در روز ۲۰ نوامبر ۱۹۱۰ درگذشت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد.

تولستوی یکی از مشهورترین نویسندگان و بزرگ ترین شخصیت‌های تاریخ روسیه است. رمان‌های جنگ و صلح و آنا کارنینا جایگاه او را در بالاترین رده‌ی ادبیات داستانی جهان تثبیت کرده‌اند. تولستوی به‌حدی در کشورش مشهور و محبوب است که اخیراً سکه طلای یادبودی به‌احترام وی ضرب شده است. تولستوی به رغم شهرت و محبوبیتی که با انتشار آثارش کسب کرد، زندگی خود را به‌شدت تغییر داد و به ساده زیستن روی آورد.

وبلاگ
آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *