مصاحبه تریبون چپ با مهتاب بصیر نیا

خشونت علیه زنان ☰ مصاحبه تریبون چپ با مهتاب بصیر نیا

ت.چ:تعریف خشونت:
خشونت رفتاری عمدی است با قصد صدمه زدن به خود یا دیگران.

ت.چ: ایا شما به عنوان یک زن مورد خشونت قرار گرفته ای؟چه نوع خشونتی؟
بله.خشونت کلامی .در خانواده از طرف پدرم و حتی مادرم.نه انکه من مخاطب باشم اما پدر و مادرم همیشه با ادبیات جنسیت زده در مورد زن ها صحبت می کنند و همیشه به فرهنگ مرد سالاری و اینکه مردها تصمیم گیرنده هستند اصرار دارند. پدرم اهل گفت و گو هست. بزرگتر که شدم تلاش می کردم که به او ثابت کنم زن ها ومرد ها برابرند اما در عقیده اش سر سخت هست و همیشه جمله ی نیچه رو “که به سراغ زن ها با شلاق بروید” رو اثبات نطر خودش می دونست.اون بحث های دوران نو جوانیم باهاش در مورد زن ها تاثیر بدی روی من داشته همیشه.در جامعه هم بارها مورد خشونت کلامی و روانی قرار گرفته ام.در خیابان، اتوبوس ،مترو، دانشگاه.نوع دیگر خشونتی هم که تجربه کردم به کودکیم بر میگرده زمانی که بعد از طلاق والدینم قانون مرد سالار من و خواهرم رو به پدرم سپرد.البته من از دل یک خانواده ی متلاشی بودم و علاقه ای به مادرم نداشتم اما اینکه می دیدم مادرم سهمی از ما ندارد خیلی سخت بود.

ت.چ: خشونت علیه زن ها چه پیامد های روحی و روانی بر زنان می گذارد؟
خشونت چه کلامی ،جنسی ، فیزیکی یا اقتصادی اعتماد به نفس را اززن می گیرد و او را نا خود اگاه به حاشیه می راند.حس حقارت،ناتوانی در تصمیم گیری،پذیرش اینکه کمتر می فهمد و وظایف کم اهمیت تری دارد از زن یک موجود نا کار امد می سازد.در واقع خشونت علیه هر انسان فاکتورهای انسانی را از او می گیرد و همین طور است که زنان ایرانی یا زنان یک جامعه ی سنتی دچار نا بسامانی شخصیتی هستند و می توان گفت که فاکتور های انسانی و اخلاقی ان ها کمتر از مردان است.در جامعه ی ایرانی که افراد مدام در حال خود سانسوری هستند اوضاع زن ها بسیار وخیم تر است.من فکر می کنم زن های ایرانی حتی در شخصی ترین لحظاتشان هم خودشان نیستند و پیامد این همه با تناقض زیستن جز متلاشی شدن روح و روان نیست.ایستادن در برابر این همه هجمه ی اجتماعی که علیه ان هاست:در خیابان، دانشگاه، تلوزیون، دیوار های مترو،بیلبورد های تبلیغاتی حجاب و و و …..از زن ها موجودات بیچاره ای می سازد که تنها می توانند علیه همدیگر موضع بگیرند!همان طور که “زنان علیه زنان “در ایران بسیار شایع است و این به عقیده ی من رنج اورترین پیامد این تبعیض جنسیتی است.
زنی که بخاطر جنسیتش مورد اعمال زور و تضییع حق از سوی جنس دیگر قرار می گیرد هر لحظه را با تقصیر میگذراند.حسی که من خود با ان زندگی کرده ام.با حس تقصیر راه رفتن،با حس تقصیر فکر کردن،حتی با حس تقصیر لذت بردن.من فکر می کنم زنان جامعه ی من بسیار بیمار گونه به این حس معتاد هستند!

ت.چ: به عنوان زنی که در جامعه ی ایرانی زندگی می کنید ابعاد خشونت را چگونه توضیح می دهید؟
ابعاد خشونت علیه زنان در ایران بسیار گسترده است.از یک سو خشونت در خانواده و از سوی دیگر خشونت در جامعه.زنان از ابتدایی ترین حقوق شان نظیر حق طلاق،حق سرپرستی فرزندان،حق ارث، حق مسافرت، حق انتخاب لباس و.. محروم هستند.ازادی جنسی ندارند و بهترین روز های زندگیشان در اننتظار یک همسر تلف می شود…در خانواده تحقیر می شوند و همه ی این ها به ازدواجی می انجامد که در واقع اصل ان بر خشونت علیه ان ها استوار است.طیق قوانین موجود زنان مجبور به حجاب و مقررات عقب مانده ی دیگرند و ان ها را در مدارس، ادارات، پارک ها و حتی تا انجا که ممکن است در مسیر های رفت و امد از مرد ها دور نگاه می دارند.دولت و نهاد های وابسته به ان در خصوصی ترین مسائل و رفتار های زنان دخالت میکنند.زنان از دسترسی به یک سری از مشاغل محرومند و حتی قتل دختران توسط پدر مورد حمایت شرع و قانون است.و به همه ی این ها باید بار کار های بی حاصل اما سنگین خانگی را افزود که زنان را فرسوده کرده و زمان مطالعه و اندیشیدن را از ان ها می گیرد.از سوی دیگر زنان بیرون امده از پستو ها نیز در جستجوی زیبایی های ظاهری هستند و برای جا دادن خود در قالب های تعریف شده،تن خود را هر چه بیشتر در معرض کنترل و سرکوب قرار می دهند.گرایش روز افزون به مد و تخریب تن نشان دهنده ی ابژه شدن زنان در جهت رقابت برای لذت بردن مردان است.در کنار این ها در ایران زنان علاوه بر اینکه مثل مردان هم طبقه ی خود تحت استثمار و مورد ستم های اقتصادی قرار می گیرند، صرفا بخاطر زن بودنشان نیز مورد تحقیر ، خشونت و ازار و اذیت جنسی و خشونت قرار می گیرند.

ت.چ: توصیه ی شما به زنانی که مورد خشونت قرار می گیرند ؟راهکار شما برای برون رفت از مناسباتی که خشونت را تولید و باز تولید میکند چیست؟
هرانسان فقط یکبار زندگی می کند.هیچ انسانی نباید اجازه دهد زندگی اش از او دزدیده شود.تابوهای اجتماعی،قوانین زن ستیزانه،هجمه های اجتماعی هیچکدام نمی تواند مانعی برای رهایی از یک زندگی ناسالم باشد.هر انسانی ازاد به دنیا می اید و به بند کشیده شدن انسان بودن را از انسان می گیرد.متاسفانه زنان حاضرند سال ها چنین رنجی را تحمل کنند ولی به خود جرئت ندهند که با کسی گفتو گو کنند و این بسیار خطاست. در اجتماع هم زن ها باید در برابر کوچکترین خشونت کلامی واکنش نشان دهند.ریشه ی خشونت علیه زنان را باید در مناسباتی دید که مالکیت بر زن و زن ستیزی را تقدیس می کنند و خشونت را هر روز تولید و باز تولید میکنند. در ایران مذهب و سنت های عقب مانده ی ارتجاعی و فرهنگ مرد سالارانه توانسته باور های زن ستیزانه را ترویج و خشونت را گسترش دهد.در کشورهایی که اسلام سیاسی د رقدرت است دولت ها با وضع قوانین تبعیض امیز علیه زنان و با نادیده گرفتن خشونت هایی که به زنان روا داشته می شود به این مساله دامن میزنند.سیستم سرمایه داری برای تضمین سود اوری برایش مطلوب است که خشونت علیه زن را تولید و باز تولید کند و برای این مقصود از اهرم مذهب ،سنت، تقدس خانواده ی سنتی و عقاید خرافی استفاده می کند بنابراین بهترین راهکار مبارزه با با مناسبت هایی که مرد سالاری را تشدید می کنند “اموزش” است.تجاهل به زن ها و مرد ها تزریق می شود و باید با اگاهی دادن به مردم در برابر این جهل ایستاد.بای به زنان در مورد حقوقشان اگاهی بخشید.فکر میکنم ایجاد نهاد هایی برای اگاهی بخشی،در تغییرات ساختاری و فرهنگی می تواند موثر باشد.در عین حال حرکت های فردی و حمایت مردان از زنان نیز بسیار مهم است.مثل برگردادندن حق ارث به خواهرانشان یا حق روابط جنسی ازاد به همسرشان.در کنار این ها من فکر می کنم تا زمانی که بی عدالتی هست بی عدالتی به زن هم هست.و زمانی که انسان ها به برابری اقتصادی اجتماعی و سیاسی دست یابند زن ها هم همراه ان ها رها خواهند شد.

ت.چ:ارزشیابی شما از جنبش های فمینیستی چیست؟
همان طور که گفتم به عقیده ی من(که می تواند نادرست باشد چون من صاحب ان سطح از اگاهی که با قاطعیت نظر بدهم نیستم) جنبش مستقل زنان اصلا ضروری نیست و تا زمانی که ساختار اقتصادی اجتماعی و سیاسی بر اساس سلطه ی گروهی بر گروه دیگر،استثمار انسان ها و تحمیق توده ها استوار است و همه ی رسانه های جمعی در اختیار سرمایه داران است هرگز نمی توان به جنبش های فمینیستی امیدوار بود!مبارزه برای رهایی زن ها در واقع زیر مجموعه ی مبارزه برای رهایی انسان هاست!
**از نظر من هر کسی تا انجا که می تواند باید دیگران را اگاه کند اما هرگز به برچیده شدن و به گورستان رفتن بی عدالتی امیدوار نیستم.هر چقدر بیشتر متمدن می شویم بربریت و وحشی گری هم بیشتر رشد میکند و همیشه هم مبارزانی بوده اند که زندگیشان را برای عدالت داده اند.اما در نهایت جهان در یک دور باطل می چرخد.

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *