جنگل

پُشتِ سر، پُشتِ سر،

پُشتِ سر جهنمه

روبرو، روبرو

قتلگاهِ آدمه.

روح جنگلِ سیاه،

با دستِ شاخه‌هاش داره،
روحم‌و از من می‌گیره
تا یه لحظه می‌مونم
جغدا تو گوشِ هم می‌گن:
«پلنگِ زخمی، می‌میره»

راهِ رفتن دیگه نیست
حجله‌ی پوسیدنِ من
جنگل پیره!
قلبِ ماهِ سر به زیر
به دار شاخه‌ها اسیر
ـ غروبش‌و من می‌بینم ـ

ترس رفتن تو تنم
وحشتِ موندن تو دلم
خوابِ برگشتن می‌بینم.

هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سایه‌ی دشمن می‌بینم

پُشتِ سر، پُشتِ سر،
پُشتِ سر جهنمه
روبرو، روبرو
قتلگاهِ آدمه.

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

ایرج جنتی عطائی

ایرج جنتی عطائی

در ۱۹ دیماه ۱۳۲۵ در شهر مشهد زاده شد. همکاری وی با بابک بیات آهنگساز و داریوش اقبالی خواننده، منجر به خلق ترانه‌هایی مهم با درون‌مایه‌های سیاسی، اجتماعی، و عاشقانه شد که در تاریخ موسیقی پاپ ایرانی به دوران طلایی مشهور است.

آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *