تو خوابِ يه ستاره

 

اگه بخوام آينده رو دوباره نقاشی کنم
بايد تورو، تو خوابِ يه ستاره نقاشی کنم
تورو که از حنجره یِ پيرِهراسِ آينه ها
اين جلوه ی تاريخی و تلخِ سکوتو می شکنی
تورو که تو هجومِ مرگالودِ خونه گی شدن
شعارِ انسان و جهان و عشقو نعره می زنی.
اگه بخوام آينده رو دوباره نقاشی کنم
بايد تورو تو خوابِ يه ستاره نقاشی کنم
تو، روبرویِ بيرقِ سياهِ سَربُرنده ها،
شکلِ غزل-حماسه ی زيبای شاعرا شدی
قديسِ سوک پرورِ مرگو شکست دادی و
طلايه ی خودِ خدا-انسانِ ناميرا شدی.
تو نذاشتی، نمی ذاری
فصلِ اورکيده بازم
فصلِ تکراری غنچه های دل پرپربشه
تو نذاشتی، نمی ذاری
صفِ فانوسکامون
راهیِ کشورِ خورشيدای خاکستر بشه!
اگه بخوام آينده رو دوباره نقاشی کنم
بايد تورو، تو خوابِ يه ستاره، نقاشی کنم!
ایرج جنتی عطایی
07/10/2014

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

ایرج جنتی عطائی

ایرج جنتی عطائی

در ۱۹ دیماه ۱۳۲۵ در شهر مشهد زاده شد. همکاری وی با بابک بیات آهنگساز و داریوش اقبالی خواننده، منجر به خلق ترانه‌هایی مهم با درون‌مایه‌های سیاسی، اجتماعی، و عاشقانه شد که در تاریخ موسیقی پاپ ایرانی به دوران طلایی مشهور است.

آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *