تقویم زندگی ناظم حکمت

اترش گرسنگی راه می رود

 

ارتش گرسنگی راه می‌رود
راه می‌رود تا دلی از عزای نان درآورد
تا دلی از عزای گوشت درآورد
تا دلی از عزای کتاب درآورد
تا دلی از عزای آزادی درآورد
راه می‌رود، پل‌ها را در می‌نوردد، چون دَمِ شمشیر می‌بُرد
راه می‌رود، درهای آهنین را می‌درّد، حصار دژها را واژگون می‌کند
پای در خون راه می‌رود.

ارتش گرسنگی راه می‌رود
با گام‌های تندر
با سرودهای آتش
با امید به‌بیرقِ شعله شکلش
با امید به‌امید.

ارتش گرسنگی راه می‌رود
شهرها را به‌دوش می‌کشد
با کوچه‌ها و خانه‌های تاریک‌شان،
دودکش‌های کارخانه‌ها را به‌دوش می‌کشد
و خستگی بی‌پایان خروجی کارخانه‌ها را.

ارتش گرسنگی راه می‌رود
به‌دنبال خویش می‌کشد و می‌برد
راسته‌های زاغه‌نشینان را
و آنان را که می‌میرند بدون مشت خاکی بر این خاک نامتناهی.

ارتش گرسنگی راه می‌رود
راه می‌رود تا گرسنگان را نان دهد.
تا آزادی دهد بدانها که ندارند
پای در خون راه می‌رود.

 

۱۹۰۲: تولد ناظم حکمت در سالونیک.
خانواده حکمت از قشرهای مدیریت نظامی و اداری امپراتوری عثمانی بودند. شاخه مادری شاعر ـ که لهستانی تبار بود ـ گرایشی غربی و تجددطلب داشت و در مقابل، شاخهٔ پدری او به‌‌سنت‌های خاص ترک و شرقی وابسته بود.
جنبش «ترک‌های جوان» در پاریس علیه استبداد سلطان عبدالحمیدثانی مبارزه می‌کرد.
ظهور آثار شاعرانه به‌‌شعر هجایی (نوعی عروض عامیانهٔ ترکی که قرن‌ها از طرف شاعران ترک متروک مانده بود).
۱۹۰۸: انقلاب ترک‌های جوان.
استعفای سلطان بر اثر فشار سازمان سیاسی «ترقی» و احیای نظام مشروطیت سال ۱۸۷۶.
نخستین اعتصاب مهم کارگران راه‌آهن، که به‌‌تدریج به‌‌سایر بخش‌های صنعتی نیز رخنه می‌کند.
۱۹۰۹: بروز حوادث خونین در استانبول. جنبش مرتجعانی که به‌‌وسیلهٔ سلطان تحریک شده بودند
عزل سلطان و پایان استبداد.
۱۹۱۰: تأسیس حزب سوسیالیست عثمانی با گرایش‌های ایدئولوژیک متشتت
مصطفی صبحی که در آینده بنیان‌گذار حزب کمونیست ترک خواهد شد ـ در پاریس تحصیل می‌کند و با محافل طرفداران ژان ژورس در ارتباط است.
تشکیل گروه «فجر آتی» که در ادبیات و هنر گرایش‌های غربی و فردگرایانه دارد. این گروه در ۱۹۱۲ منحل می‌شود.
۱۹۱۱: جنگ ترکیه و ایتالیا. ایتالیا تریپولی را ضمیمهٔ خود می‌کند.
انتشار «دفتر هالوک» از توفیق حکمت، شاعر معترض و انسان‌گرا.
تأسیس مجلهٔ «قلم‌های جوان».
وسوسهٔ تصفیهٔ زبان ادبی از عناصر عربی ـ ایرانی.
۱۹۱۳: ناظم حکمت نخستین شعرش را زیر عنوان «فریاد وطن» می‌نویسد.
دومین جنگ بالکان. ـ دولت‌‌های بالکان از امپراتوری عثمانی جدا می‌شوند.
۱۹۱۴: ناظم حکمت در مدرسهٔ «نیشان تاش» تحصیل می‌کند.
ناظم شعرهای متعددی در شکل هجایی و با روحیهٔ میهنی و احساساتی می‌نویسد.
۱۹۱۵: دفاع از داردانل به‌‌فرماندهی «مصطفی کمال» («اتاتورک» آینده).
۱۹۱۷: ناظم حکمت وارد مدرسهٔ دریائی می‌شود.
شعرهای متعدد همراه طراحی‌ها و نقاشی‌های او. (این قبیل آثار ناظم که بین سالهای ۱۹۱۳ تا ۱۹۲۰ پدید آمده به‌‌وسیله خواهرش سمیّه در ده دفتر دست‌نویس جمع‌آوری شده است).
۱۹۱۸: جدایی والدین ناظم، که او را سخت رنجور می‌کند.
انتشار نخستین شعر ناظم در ینی مجموعه (مجلهٔ مجموعهٔ جدید).
۱۹۱۹: ناظم حکمت به‌‌جنبش اعتراضی و تظاهرات بزرگ استانبول علیه اشغال کشور می‌پیوندد.
پیاده شدن لشکرهای یونانی در ازمیر. آغاز مقاومت ترک‌ها در جنگل‌های کوهستانی آناتولی.
آمدن مصطفی کمال بهسامسون (بندر دریای سیاه).
۱۹۲۰: ناظم حکمت دورهٔ مقدماتی را در مدرسهٔ دریایی می‌گذارند.
بیماری ذات‌الجنب و معالجه در خانهٔ پدری. به‌‌مجرد بهبود یافتن آماده می‌شود که مخفیانه به‌‌نهضت مقاومت بپیوندد. به‌‌عنوان وداع، برای پدرش که از قصد او بی‌خبر است، شعری را که دربارهٔ آناتولی سروده به‌جا می‌گذارد.
اشغال رسمی استانبول.
اشغالگران، پارلمان را منحل می‌کنند و یک حکومت ایالتی در آنکارا تشکیل می‌شود.
مطصفی کمال از طرف حکومت سلطان استانبول محکوم به‌‌مرگ می‌شود.
انجمنی از نمایندگان حکومت موقت آنکارا به‌‌مسکو می‌روند. عقد موافقتنامهٔ نظامی میان حکومت آنکارا و اتحاد شوروی.
نخستین کنگرهٔ خلق‌های خاور زمین در باکو (با شرکت ۲۳۵ نمایندهٔ ترکیه) و نخستین کمک نظامی شوروی به‌‌نهضت مقاومت ترک.
تأسیس حزب کمونیست ترکیه وسیلهٔ مصطفی صُبحی که در شوروی اقامت دارد. تشکیل یک حزب کمونیست مخفی در ترکیه و یک حزب کمونیست علنی وسیلهٔ دستیاران مصطفی کمال. انتشار آثار سوسیالیستی در آناتولی.
۱۹۲۱: عزیمت ناظم حکمت با کشتی، برای الحاق به‌‌نیروی مقاومت در آناتولی.
ملاقات با اسپار تاکیست‌های ترک که از آلمان برای پیوستن به‌‌مبارزان آناتولی بازگشته‌اند.
نه روز پیاده‌روی به‌‌سوی آنکارا. مشاهده مستقیم روستائیان مبارز آناتولی و تیره بختی‌ها و قربانی‌هاشان.
ناظم حکمت از طریق ترابوزان به‌‌اتحاد شوروی عزیمت می‌کند و در آنجا از خبر قتل مصطفی صُبحی و همراهانش که برای ارائهٔ پیشنهاد وحدت سیاسی به‌‌ملاقات مصطفی کمال می‌رفتند آگاه می‌شود.
امضای معاهدهٔ ترکیه و شوروی.
۱۹۲۲: عزیمت ناظم حکمت از طریق تفلیس به‌‌باتوم و مسکو، و تحصیل در دانشگاه ملل شرق kutv.
آشنایی با ادیبان روس. تحقیقات فوتوریستی و ساختی در هنر.
انحلال حزب کمونیست رسمی از طرف حکومت آنکارا.
۱۹۲۳: سفر حکمت به‌‌لنینگراد: او کنفرانس‌های کامنیف، زینویف، رادک و بوخارین را با علاقه تعقیب می‌کند. ازدواج با یک دختر هموطن به‌‌نام نوشه خانم که شاعر را دوست می‌داشت و در پی او به‌‌مسکو رفته بود. این ازدواج یک سال بیشتر نمی‌پاید.
آنکارا پایتخت ترکیهٔ جدید می‌شود. اعلام جمهوری ترک.
ترجمهٔ مانیفست کمونیست به‌‌ترکی.
توقیف رهبران حزب سوسیالیست کارگران و دهقانان ترک، و اعتصاب در معادن، کشاورزی، آبجو سازی، راه‌آهن و چاپخانه‌ها.
۱۹۲۴: ناظم حکمت از کسانی است که تابوت لنین را بدوش می‌کشند.
الغاء خلافت اسلامی. غیر مذهبی شدن آموزش و پرورش. تدارک یک حکومت قانونی با الهام از رژیم‌های غربی.
۱۹۲۵: حکمت به‌‌ترکیه بر‌می‌گردد پیروزی انقلاب، به‌‌سود ملت نینجامید.
مجاهدات ناظم حکمت در ازمیر. همکاری با مجلهٔ کلارته که ستایشگر سوسیالیسم است.
عزیمت ناگزیر و پنهانی به‌‌مسکو و ازدواج با لنا. در ترکیه غیاباً به‌‌۱۵ سال حبس محکوم می‌شود.
تصویب قوانین اختناقی علیه آزادی‌ها (قانون تحریر سکون)
۱۹۲۶:اصلاحات مصطفی کمال (ترجمه قانون مدنی سوئیس) و تشویق بخش خصوصی.
احمدهاشم اشعار «پیاله» را منتشر می‌کند و در مقدمه‌ آن از «هنر برای هنر» دفاع می‌کند.
۱۹۲۷: ناظم حمکت در شوروی. شعرهایش در شوروی چاپ می‌شود و در آذربایجان شهرتی عظیم کسب می‌کند.
تصویب قوانین مخالف با تشکیلات سندیکائی. کمک به‌‌سرمایه‌گذاری خصوصی و در چند مورد سرمایه‌گذاری‌های خارجی.
۱۹۲۸: بازگشت حکمت به‌‌ترکیه و بازداشت او در مرز اعزام به‌‌زندان آنکارا و آزادی پس از هفت ماه.
در باکو منتخبی از شعرهای انقلابی او منتشر می‌شود.
همکاری با مجلهٔ «ماه مصور» با گرایش‌های پیشرو.
۱۹۲۹: انتشار مجموعهٔ «۸۳۵ سطر» از ناظم حکمت در استانبول. مجموعه شعری که توفیقی خیره کننده در پی دارد، و ضوابط شعری ترک را درهم می‌ریزد.
تشدید قوانین ضد کمونیستی.
۱۹۳۰: انتشار آثار دیگر ناظم حکمت: «یک + یک = یک» و «سه ضربه در» ـ در عین حال ناظم از طریق شعرها و نوشته‌هایش نبردی را علیه بت‌های ادبی آغاز می‌کند. یک جبههٔ مخالف که توسط قدرت‌های رسمی پشتیبانی می‌شود علیه ناظم حکمت شکل می‌گیرد.
۱۹۳۱: حکمت مجموعهٔ شعری منتشر می‌کند به‌نام «شهری که صدایش را از کف داده است». ـ محتوای این اشعار «فتنه انگیز» شناخته می‌شود. شاعر را بازداشت و سپس آزاد می‌کنند.
مجمع زبانشناسی ترکیه اصلاحاتی را در زبان آغاز می‌کند.
۱۹۳۲: انتشار مجموعهٔ شعرهای «تلگرامی که از شب می‌آمد» و «چرا بِنِرجی Benerci کشته شد؟»
و نمایشنامه‌های «جمجمه» و «خانهٔ مردگان» از حکمت. بازداشت مجدد او.
سیاستِ دولتی کردن در زمینه‌های اقتصادی. توقیف چپگرایان.
چاپ رمان «بیگانه» اثر کارا عثمان اوغلو که نمایشگر آگاهی روشنفکران ترک از واقعیات روستاهای آناتولی است.
۱۹۳۳: در زندان «بروس». ناظم منتظر محاکمه است. کیفرخواست دادستان برای او تقاضای مرگ کرده است.
۱۹۳۴: محکومیت ناظم حکمت به‌‌۵ سال زندان.
۱۹۳۵: در پی عفو عمومی، حکمت از زندان آزاد می‌شود. پیشه روزنامه‌نگاری اختیار می‌کند و مقالاتش را به‌‌امضای «اورهان سلیم» می‌نویسد. انتشار «نامه‌ها به‌‌تارانتابابو» که از تجاوز فاشیسم ایتالیا در اتیوپی متاثر است. چاپ جزوه‌ئی دربارهٔ فاشیسم. رمان «خون خاموشی می‌گیرد» را به‌‌صورت پاورقی چاپ می‌کند. چاپ مجموعه شعر «تصویرها» و نمایشنامهٔ «انسان فراموش».
۱۹۳۶: انتشار حماسهٔ «شیخ بدرالدین پسر قاضی سیماونا Simvna. ترجمهٔ شعرهایش به‌‌فرانسه. ازدواج با خدیجه پیرایه.
۱۹۳۸: توطئه علیه حکمت و توقیف او. محکومیت در دادگاه بدوی به‌‌۱۵ سال زندان.
مرگ آتاتورک. تصویب قانون ممنوعیت سندیکاها.
۱۹۳۹: محکومیت حکمت در دادگاه تجدیدنظر به‌‌۲۰ سال زندان.
تاسیس گاهنامه «ینی ادبیات» (ادبیات جدید) مدافع اصول رئالیسم سوسیالیستی.
۱۹۴۰:‌ حکمت در زندان بروس آغاز مکاتبه با کمال طاهر، و دوستی با اورهان کمال هم سلولیش.
۱۹۴۱: بیماری حکمت که ۱۲ کیلو از وزن او می‌کاهد. آغاز نگارش «چشم‌اندازهای آدمی».
انتشار «غریب» – مجموعهٔ شعر مشترکی از اورهان ولی، اوکتای رفعت و ملیح جودت آندای (بیانیهٔ گرایش نوین شاعرانه‌ئی که ارزش‌های سنتی و هر نوع تقلید را تخطئه می‌کند). این مجموعه که در شعر آزاد است مکتبی پدید می‌آورد که تا سال ۱۹۵۰ بر جو ادبی تسلط خواهد داشت.
۱۹۴۲: حکمت به‌‌کار شاعرانهٔ خود ادامه می‌دهد و در ضمن جنگ و صلح تولستوی را هم ترجمه می‌کند.
فشار و توقیف و تبعید روشنفکران و کارگران چپ.
۱۹۴۳: حکمت برای تأمین معاش در زندان پارچه‌بافی می‌کند. آغاز سرودن «شعرهائی نوشته شده میان ساعت ۲۱ و ۲۲» و رباعیات.
۱۹۴۵: کار روی «چشم‌اندازهای آدمی» و «شعرهائی نوشته شده میان ساعت ۲۱ و ۲۲» ادامه دارد.
شعری به‌‌نام «دشمنان» درباره انهدام تأسیسات روزنامهٔ مترقی «تان».
۱۹۴۶: بیماری ناظم حکمت. تقاضا از پارلمان برای تجدید محاکمه. کار روزانه ده ساعت برای ادامه‌ زندگی. بیماری او شدت می‌گیرد.
عزیز نسین طنز نویس بزرگ، مجلهٔ هجوآمیز «مارکوپاشا» را با کمک صباح الدین علی منتشر می‌کند.
۱۹۴۷: ابتلای ناظم به‌‌آنژین دوپواترین. بروز دردهای کبدی. نگارش «شعرهائی درباره زندگی».
آغاز نفوذ امپریالیسم امریکا در ترکیه.
۱۹۴۸: ابتلا به‌‌بیماری دیگر (تنگ نفس، دردهای قلبی). چند نمایشنامه می‌نویسد: «شیرین و فرهاد» و «صباحت». حکمت عاشق شده است، معشوقه «منوّر» نام دارد.
قتل رمان نویس صباح‌الدین علی.
۱۹۴۹: بروز حمله‌های قلبی و عصبی در ناظم حکمت. نمایشنامه «یوسف و زلیخا» را می‌نویسد.
مقالاتی در مطبوعات چاپ می‌شود که آزادی شاعر را تقاضا می‌کنند.
۱۹۵۰: فشار مطبوعات برای آزادی شاعر. زمزمه‌ عفو عمومی. اعتصاب غذای ناظم حکمت. شعر «پنجمین روز اعتصاب غذا». مداخلهٔ روشنفکران همه کشورها (و از آن جمله: اراگون، تزارا و دیگران) برای آزادی ناظم.
مدیریت زندان حکمت را فریب می‌دهد، و به‌‌او نوید می‌دهند که به‌‌خاطر وضع مزاجیش عفو خواهد شد. ناظم اعتصاب غذا را می‌شکند و به‌‌بیمارستان استانبول منتقل می شود ولی از عفو خبری نیست. ناظم دومین اعتصاب غذا را آغاز می‌کند.
نمایش‌های پرشور در تقاضای آزادی شاعر. مادرش در خیابان دست به‌‌تظاهرات می‌زند. سه شاعر بزرگ: اورهان ولی، ملیح جودت و او – رفعت، به‌‌نشان همدردی با حکمت دست به‌‌اعتصاب غذا می‌زنند. حمایت فعالان جوان و روشنفکران بیشماری که در هفدهمین روز اعتصاب غذای او اعلامیه‌ئی امضا می‌کنند که در آن فقدان یک حکومت مسئول در کشور یادآوری شده، از حکمت می‌خواهند خود به‌‌اعتصابش پایان دهد و در انتظار حکومت جدید بنشیند.
ناظم اعتصاب غذا را می‌شکند. عفو عمومی تصویب می‌شود. ناظم آزاد می‌شود و به‌‌منوّر می‌پیوندد.
۱۹۵۱: احضار شاعر برای «خدمت نظام». حکمت احساس خطر می‌کند و پنهانی از کشور خارج می‌شود. ترجمهٔ گزیدهٔ اشعار حکمت به‌‌فرانسه.
در مسکو مقالاتی دربارهٔ عملیات نفوذی امریکائیان در ترکیه می‌نویسد.
توقیف اعضای ترک «جنبش هواداران صلح» و اعضای حزب کمونیست زیرزمینی ترک، با محکومیت‌های میان ۳ تا ۱۵ سال زندان.
۱۹۵۲: مشارکت حکمت در کنگره صلح. ارسال پیام برای زندانیان سیاسی الجزایری. سفر به‌‌پکن. ابتلا به‌‌انفارکتوس.
۱۹۵۳: آشنایی با نرودا. دریافت جایزه صلح، مقالات متعدد در مطبوعات شوروی که در آن به‌‌افشاگری خشونت رژیم عدنان مندرس پرداخته است.
۱۹۵۵: شرکت حکمت در کنگره صلح هلسینکی. نگارش نمایشنامهٔ «حیله». سفر به‌‌لهستان. انشار «اشعاری در عرق و خون».
قانون سانسور در ترکیه. روزنامه‌نگاران بسیاری بازداشت می‌شوند.
۱۹۵۶: ناظم نمایشنامه‌ «آیا ایوان ایوانویچ وجود داشته است؟» را می‌نویسد که در تئاترهای مسکو، چکوسلواکی و جمهوری دموکراتیک آلمان بر صحنه می‌آید و ترجمهٔ آن در مجلهٔ «عصر جدید» فرانسه ۱۹۵۸ منتشر می‌شود.
۱۹۵۷: اقامت حکمت در ورشو. انتشار ترجمه «شغلی دشوار است تبعید» در فرانسه.
آوازهٔ بلند آثار طنزآمیز عزیزنسین.
۱۹۵۸: شرکت حکمت در کنفرانس نویسندگان آسیائی در تاشکند.
اقامت در وین و پراگ. نخستین اقامت درپاریس. ملاقات با آراگون، الزاتریوله، مرسناک Mercenac و دیگران.
در صوفیه نمایشنامه‌های «گاو» و «ایستگاه» او منتشر می‌شود.
۱۹۵۹: اقامت حکمت در ترکمنستان و در باکو. تظاهرات دانشجویان در استانبول و آنکارا. حالت فوق‌العاده اعلام می‌شود. کودتای نظامی. حزب دموکرات منحل می‌شود. رهبران حکومتی و رئیس جمهور بازداشت می‌شوند.
۱۹۶۰: انتشار «مرگ در میدان» که به‌‌شهدای دانشجویان استانبول در جریان مبارزه علیه حزب دموکرات تقدیم شده است. نگارش نمایشنامه‌های «تارتوف» و «شمشیر داموکلس» و فیلمنامهٔ «افسانه‌ عشق».
سفر به‌‌پراگ و رم.
ازدواج با وراتولیاکوا.
۱۹۶۱: انتشار مجموعهٔ شعر «پاریس، گل سرخ من» در پاریس و اقامت در آن شهر.
شعرهایی دربارهٔ گاگارین.
سفر به‌‌کوبا. شعر بلند «گزارشی از هاوانا» و شعر «زندگینامه».
۱۹۶۲: شرکت حکمت در کنگرهٔ جهانی خلع سلاح مسکو.
اقامت در پاریس. انتشار «در این سال هزار و نهصد و چهل و یک» در فرانسه.
اقامت در فلورانس.
تأسیس حزب کارگران ترک (سوسیالیست) که به‌‌سال ۱۹۷۱ غیرقانونی اعلام می‌شود.
۱۹۶۳: سفر به‌‌افریقا: شعر بلند «گزارش از تانگانیکا»
پایان نگارش رمان جدیدش به‌نام «رمانتیک ما».
مرگ ناظم حکمت در سوم ژوئن در مسکو.
۱۹۶۴: انتشار شعرهای حکمت در ترکیه پس از ۲۸ سال که ممنوع بود.

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

ناظم حکمت

ناظم حکمت

وی در شهر سالونیکا دومین شهر بزرگ یونان امروزی که در آن زمان جزو امپراتوری عثمانی بود، به دنیا آمد.
او دارای تباری لهستانی-گرجی-فرانسوی بود. او از سن ۱۴ سالگی به سرودن شعر پرداخت. او در سن ۱۹ سالگی در سفری که به شوروی داشت از نزدیک با نسل جدید هنرمندان انقلابی آشنا شد و جسارتی بیشتر را درایجاد تحول در شکل و محتوای شعر ترکیه یافت.
ناظم همواره از شاعرانی بود که فعالیت هنری اش را محدود نمی کرد. او با انتشار اشعار و مقاله‌های خود در میان جوانان محبوبیّت ویژه ای داشت.

وبلاگ
آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *