به پا خیز ای عزیزترینم

بپاخیز ای عزیزترینم
می دمد روشنائی ماه
این سرزمین می سوزد
و برای این سرزمین
چه کسانی که جان می بازند
کسی این داغ من را
نمی بینید و پذیرا نیست
و آیا برای این است که کوهها
و ستاره ها می گریند
بپاخیز ای عزیزترین ام
ای آهوی زخمی من
هنوز هم بر سر راه
بهار گذشته ام محو می شود
می دمد روشنائی ماه
می شود سرزمین ام خونین
بر انحنای لب های تو
چشمانم به کجا می نشیند
و این چندمین بهار ام است
که بدون آغاز پایان می یابد
و آیا برای این است که کوهها
و ستاره ها می گریند
بپاخیز ای عزیزترین ام
ای آهوی زخمی من
هنوز هم بر سر راه
بهار گذشته ام محو می شود.
«احمد کایا»

 

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

احمد کایا

احمد کایا

احمد کایا خوانندهٔ اهل ترکیه در سال ۱۹۵۷ در شهر ملاطیه ترکیه به دنیا آمد. او از پدری کُرد و مادری ترک در شهر عمدتاً ترک‌نشین و علوی‌نشین ملاطیه به دنیا آمد و در زمان نوجوانی به خاطر شرایط دشوار زندگی پدر، به همراه خانواده به شهر استانبول نقل مکان کردند. پدر او که قبلاً در یک کارخانه نساجی کار می‌کرد در استانبول در نمایشگاهی به پادویی مشغول شد. خود در وصف این وضعیت می‌گفت:
«هر روز که از مدرسه به سوی خانه می‌رفتم پدر را می‌دیدم که مشغول شستشوی اتومبیل است و همه گاه پیش خود می‌گفتم هنگامی که بزرگ شدم برای پدر نمایشگاهی خواهم خرید تا ارباب خود باشد.»

آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *