انقلاب پرولترى و کائوتسکى مرتد

انقلاب پرولترى بدون انهدام قهرى ماشين دولتى بورژوازى و تعويض آن با ماشين جديد محال است. افسانه‌هاى مربوط به “دمکراسى خالص” و اتوریته انقلاب
انقلاب پرولترى بدون انهدام قهرى ماشين دولتى بورژوازى و تعويض آن با ماشين جديدى که بقول انگلس “ديگر دولت به معناى اخص کلمه نيست”، محال است.

کائوتسکى لازم ميشمَرد تمام اينها را ماستمالى کند و تحريف نمايد، زيرا خط مشى مرتدانه وى اين امر را ايجاب ميکند.
– – – – – –
– – – – – –
“آيا اين آقايان” (آنتى‌اتوريتاريست‌ها) “هيچگاه انقلاب ديده‌اند؟
بيشک انقلاب با اتوريته‌ترين پديده‌هاى ممکن است، انقلاب عملى است که در آن بخشى از اهالى اراده خود را بوسيله استعمال تفنگ، سرنيزه و توپ يعنى با وسايل فوق‌العاده با اتوريته به بخش ديگرى تحميل ميکند. و حزب پيروزمند بالضروره ناچار است سياد خود را از طريق رعب و هراسى که سلاح وى در دلهاى مرتجعين ايجاد ميکند حفاظت نمايد. اگر کمون پاريس به اتوريته مردم مسلح عليه بورژوازى متکى نبود، مگر ممکن بود بيش از يک روز دوام آورد؟ آيا ما محق نيستيم اگر بالعکس کمون را، بعلت اينکه از اين اتوريته خيلى کم استفاده کرده است، سرزنش نماييم؟”
بفرماييد اينهم “دمکراسى خالص”! اگر يک خرده بورژواى پَست يا يک “سوسيال دمکرات” (به مفهوم فرانسوى آن در دهه چهل و به مفهوم سراسر اروپايى آن در سالهاى ١٩١٤ تا ١٩١٨) اصولا فکر سخن گفتن درباره “دمکراسى خالص” را در جامعه منقسم به طبقات به مغز خود خطور ميداد، چقدر مورد استهزاء و تمسخر انگلس قرار ميگرفت!

ولى بس است. ذکر تمامى ياوه‌هايى که کائوتسکى رشته سخن را بدانها کشانده محال است، زيرا هر عبارت او ورطه بى انتهايى از ارتداد است.

مارکس و انگلس با تفصيلى هر چه بيشتر کمون پاريس را تجزيه و تحليل نموده ثابت کردند که خدمت کمون کوششى بود که وى براى خُرد کردن و در هم شکستن “ماشين دولتى حاضر و آماده” بعمل آورد. مارکس و انگلس اين نتيجه‌گيرى را بقدرى مهم ميشمردند که در سال ١٨٧٢ تنها همين يک اصلاح را در برنامه (جزئاً) “کهنه شده” “مانيفست کمونيست” وارد کردند.

مارکس و انگلس نشان دادند که کمون به نابودى ارتش و دستگاه ادارى و پارلمانتاريسم پرداخت و به در هم کوفتن “غده انگل يعنى دولت” و غيره دست زد.
ولى کائوتسکى فرزانه، که ديده بصيرتش کور شده است، آنچيزى را که پروفسورهاى ليبرال هزار بار گفته‌اند يعنى افسانه‌هاى مربوط به “دمکراسى خالص” را تکرار ميکند.

.

انقلاب پرولترى و کائوتسکى مرتد – و. لنین

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

ولادیمیر لنین

ولادیمیر لنین

نین در ۲۲ آوریل سال ۱۸۷۰ در شهر کوچک سیمبرسک (اولیانوفسک) در خانواده‌ای مرفه و تحصیل‌کرده چشم به جهان گشود. در سده نوزدهم روسیه با ساختار مسلط فئودالی نسبت به اروپا کشوری عقب مانده به شمار می‌رفت. برادر بزرگ‌تر لنین در سال ۱۸۸۷ به جرم شرکت در توطئه‌ای برای ترور تزار الکساندر سوم دستگیر و اعدام شد. گفته‌اند که اعدام برادر، بر لنین جوان تأثیر عمیقی باقی گذاشت. در دانشگاه با دانشجویان مخالف حکومت آشنا شد و به مبارزه سیاسی روی آورد. به خاطر فعالیت سیاسی غیرقانونی و همکاری با دانشجویان چپ گرا، چند بار دستگیر و سرانجام از دانشگاه اخراج شد.

وبلاگ
آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *