اگر دنیا دست من بود

اگر دنیا دست من بود،
با آواز گیتار می زدم.
سیاست آدرسی نداشت،
مارکس شاید اپرا میخواند
لنین شراب سرو میکرد
استالین بجای کله زدن
در کنار میدان سرخ لبو می فروخت.
اگر دنیا دست من بود
بر سینه هر چهار راهی
یک گلستان گل می کاشتم
تا دختران خوشکلم برای نان گل نشوند.
پسرانم را میگفتم:
بجای هفت تیر
نقاشی بکشند و
ارتش گروه ارکستر بود.
اگر دنیا دست من بود
کارگر ۶ ساعت کار میکرد
زنان با من یکسان بودند
مذهب؟ سنگ قبر.
وطن؟ حصار دور اسطبل اسبهای در حال تمرین.
و ملیت؟ پلاک گردن گاو شیرده بود.
اگر دنیا دست من بود
عروسکها
گریه کنان به دنبال کودکشان نمی گشتند
بمبها دستهای کوچک را
به باغچه پرت نمی کردند.
اگر دنیا دست من بود،
بجای نوشتن این شعر
با تو
به دمشق کوچ میکردم
در بغداد چهل دزد را شام میدادم و
در تهران بدون ترس
در آغوشت میگرفتم.
اگر دنیا دست من بود،
تو در باغهای کودکی
باران را منتظر بودی.

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

یوسف رسولی

یوسف رسولی

شاعر ، نویسنده ، فعال سیاسی.

وبلاگ
آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *