اعتراف

برف می بارد
تنها نوایی که میان این زمستان می شنوم
قطاری ست
که مرا به دوردستی نامعلوم می برد.
زمین از پشت شیشه ها
آرام
کفن پوش می شود
و تپه های زودگذر در دوردست
پستان های تو را به یادم می آورد
که شبی
قبل از آژیر پلیس ها
بر آن بوسه زدم.
من آن بوسه را اعتراف کردم
اعتراف کردم به عشق
به تو
به باورمان.

آه عشق
همه زیبایی ها زودگذر بودند
زیبایی بوسه ات
زیبایی گلِ رُز اتاقمان
زیبایی لبخندت
سرودی ممنوع
واژه ای مخفیانه.
آنان نمی دانند زیبایی چیست
به جای ترانه و رنگ
سرباز و اسلحه در جمجمه دارند.

اکنون
برف میان موهایم ریخته است
سربازی با یونیفرمش
بوسه، عشق و باورم را
تیرباران میکند
می دانم
می دانم
در مرزی دورتر
گلهای سرخ روئیده اند
مانند رنگ سرخ پرچممان
مانند رنگ سرخ مرگمان.

دریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکیدریافت مطلب در فورمت کتاب الکترونیکی

علی رسولی

علی رسولی

علی رسولی شاعر و فعال سیاسی یکی از محدود جوانانیست که با کمتر از ۲.۵ دهه از زندگی پا در مسیر ۵۷ ها گذاشته است و در مدت توانسته است ادبیاتی را ارائه دهد که حکایت از توانائی این شاعر فردا هم در سبک، تصویر و تاریخ جنبش کارگری می نماید.
شعرهای علی رسولی به دلیل سانسور و فشار موجود در رژیم اسلامی به صورت
پراکنده و در سایت های خارج از کشور منتشر شده است. در نهایت بعد از خروج از ایران توانست اولین دفتر شعرش را به اسم«جرقه» منتشر سازد.دو کتاب دیگر از این شاعر هم به نام های«ریگ» و «در ستایش واژه» در دست انتشار می باشند.

وبلاگ
آرشیو

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *